فورجه

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : فُورجَه - Furja فرصت. در اصل همان فَرجِه و مهلت است. مثال در گویش: فُورجَه شود به خانه ما بیایید، بی فُورجَه بوده اند، نشیشته رفتند، یک روز به فُورجَه صحبت میکنیم. مولوی در مثنوی گفته:
گر شدی عطشان بحر معنوی
فرجه ای کن در جزیره مثنوی