فهرست کارهای نافرجام بهرام بیضایی

دانشنامه عمومی

بهرام بیضایی از حوالیِ سالِ ۱۳۴۰ نگارش و ساختِ ده ها نمایش و فیلم و نوشته را آغاز کرد که بسیاری به نتیجه نرسید یا گم شد. او کمابیش همهٔ نوشته های داستانیش را برای نمایش بر صحنهٔ تئاتر یا بر پردهٔ سینما نوشته؛ ولی بسیاری از این ها را – به استثنای پانزده نمایش و چهارده فیلم – به چنین فرجامی نرسانیده است. نام و نشانِ بسیاری از آثارِ نافرجام و حتّی منتشرنشدهٔ بیضایی در دورهٔ زندگیِ خودش شناخته بوده است. [ پانویس ۱]
صفدر تقی زاده از کسانی بوده که سببِ اصلیِ ناکامیِ بیضایی در تکمیلِ کارهایش را «اجازه نیافتن» می دانند، چنان که در ۱۳۷۹ نوشت:[ ۲]
بهرام بیضایی در این سال های گذشته اجازه نیافت افکار و درونمایه ها و مکاشفه هایی را که در سینه دارد، آن چنان که خود می خواهد، واژه به واژه و صحنه به صحنه و نما به نما بیرون می ریزد و با همان شور و اشتیاقی که آغاز کرده بود ادامه دهد و آثار گرانقدر دیگری در صحنهٔ ادبیات و هنر ما بیافریند.
با این همه، معروف بوده که بیضایی «ممنوعیت حاکم بر آثارش را با پرکاری فراوان به تمسخر می گیرد. »[ ۳]
ابراهیم گلستان آرزو داشته که بیضایی نیز همچون دیگرانی «فرصت» پیدا کند. [ ۴] مرتضی احمدی افسوس خورده که بیضایی اتّهام خورده و کنار نهاده شده؛[ ۵] پرویز پورحسینی[ ۶] و پرویز جاهد[ ۷] دوریش از سینما و تئاترِ ایران را «خسران بزرگ» دانسته اند؛ جمشید ملک پور معترضِ ناسزاواریِ آن شده که بیضایی عضوِ فرهنگستانِ هنر نبوده؛[ ۸] بهزاد فراهانی و علی نصیریان از مسئولانِ فرهنگی خواسته اند که بیضایی را از آمریکا ( از آخرین مهاجرتش ) به ایران بازگردانند و بگذارند کار کند؛[ ۹] اصغر رفیعی جم[ ۱۰] و اصغر فرهادی[ ۱۱] آرزو کرده اند که بیضایی بتواند به سرِ کارش در ایران برگردد؛ علیرضا مجلّل و حسین خسروجردی او را نمونهٔ اعلای «نسلِ سوخته» دانسته اند؛[ ۱۲] مسعود جعفری جوزانی از «فراری دادن» ِ بیضایی گله کرده؛[ ۱۳] آیدین آغداشلو جلوگیری از کارِ بیضایی را «جهل و بی اعتنایی» دانسته و رانده شدنش را به آنجا که «جایگاهش نیست» ملازمِ آسودگی شمرده: «هر جا که می خواهد رفته باشد، چون هر جا که باشد نماینده معنا و شعور و خلاقیت درخشان مردم کارآمد است. »[ ۱۴] دیگرانی هم بوده اند که تقصیرِ ناتمامیِ بعضِ کارها را از بیضایی دانسته اند. بهمن فرمان آرا[ ۱۵] و هوشنگ مرادی کرمانی[ ۱۶] به شهیدنمایی و مظلوم نمایی متّهمش کردند، شهلا لاهیجی از سرخوردگی و بی رغبتیِ بیضایی به چاپِ کتاب های جدیدش سخن گفت ( ۱۳۹۷ ) و علی جنّتی در زمانِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی سالخوردگیِ بیضایی را مانعِ فیلم ساختنش گفت ( ۱۳۹۵ ) ؛[ ۱۷] ولی جلال ستّاری کامیابیِ بیضایی در حرفِ نو گفتن را ستوده[ ۱۸] و محمود دولت آبادی او را «عاشق» و «از پا نیفتادنی» می دانسته است؛[ ۱۹] و ناصر تقوایی تودهٔ مردم را از مقصّرانِ بی کاری بیضایی و مانندانش شمرده: «. . . چه چیزی در مردمِ ما هست که به حمایت از روشنفکرانِ خودشان هیچ اقدامی نمی کنند؟ من از تک تکِ شما می پرسم: اگر دلتون برای یک فیلمِ بهرام بیضایی تنگ می شه، چرا کوشش نمی کنین که او فیلمی بسازه؟»[ ۲۰] و گلاب آدینه نوشته: «. . . کشور ما هم اگر لایق باشد پذیرای ایشان خواهد بود. »[ ۲۱] ولی محمّد رحمانیان در بهارِ ۱۳۹۸ گفته: «بعید می دانم او هرگز به کشور برگردد. »[ ۲۲] نویسنده ای ناشناس در مقاله ای در شمارهٔ ۸ تیرِ ۱۳۹۹ روزنامهٔ کیهان نوشت: «آنچه باعث ترک دائمی وطن از جانب او شد نه فشار جمهوری اسلامی که تهدید و ارعاب همکارانش بود». [ ۲۳] بیضایی خود سخنرانیِ ۲۰ مهرِ ۱۳۵۶ در شبِ سوّمِ شب های شعرِ گوته را در باغِ انجمنِ روابطِ فرهنگیِ ایران و آلمان ( تهران ) چنین آغاز کرده بود که:[ ۲۴] «. . . یک زمانی ما قرار بود که متخصّص در کار سینما بشیم یا در کار تئاتر. در حال حاضر فکر می کنم که متخصّص یک چیزهای دیگری هستیم، پروژه های ناتمام. » اینک سیاهه ای از آثارِ بیضایی که عمدتاً ( به استثنای هر کدام که با اجرایِ بیضایی ممتاز شده، که یعنی پانزده نمایش و چهارده فیلم ) عبارت است از این پروژه های ناتمام:
عکس فهرست کارهای نافرجام بهرام بیضایی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران