در این جا فهرستی از آخرین سخنانی که افراد پیش از مرگ بیان کرده اند، آورده می شود. گاهی این گفته ها به درستی ثبت و نگهداری نمی شوند و امکان دارد خود شخص نیز به سبب های گوناگون، نتواند به درستی واژگان را بیان کند.
در زیر، واپسین گفته های افراد نامی بر پایه سال مرگشان به ترتیب اعداد آورده می شود. چنانچه نیاز باشد، سبب یا محیطی که فرد در آن این واژگان را بر زبان رانده نیز آورده می شود. همچنین چنانچه بر سر درستی واپسین گفته های افراد مناقشه باشد، در بخش پاورقی توضیح داده می شود.
به قتل رسید.
را می دید، این را گفت.
• John André, افسر ارتش انگلیس، پیش از اعدام شدنش به واسطه جاسوسی برای ارتش قاره ای: «به درگاه تو دعا می کنم که شاهد باشی من با سرنوشتم هم چون یک مرد روبه رو می شوم. »[ ۳۱۹]
• ژان سیلوان بیی، ستاره شناس، ریاضی دان و سیاست مدار فرانسوی، که در پاسخ به یکی از تماشاچیان اعدامش با گیوتین که پرسیده بود آیا تنش به لرزه افتاده، چنین گفت: "Oui mon ami, mais c'est de froid. " ( «بله دوست من؛ اما لرزشم به خاطر سرماست» ) . [ ۳۲۰]
• Lena Baker: «هرچه کردم به قصد دفاع شخصی بود؛ چراکه در غیر این صورت کشته شده بودم. جایی که من بودم نمی توانستم از پس آن برآیم. خداوند من را بخشیده است. چیزی علیه کسی ندارم. من برای آقای پریچِت پنبه چینی کرده ام و او با من خوش رفتار بود. آماده رفتنم. من تنها یک عدد هستم. آماده ام با خدای خود ملاقات کنم. وجدان قوی ای دارم. »[ ۳۲۱]
• ارشدالله، پیش از اعدام شدن به سبب دخالتش در برگرداندن محمدعلی شاه به پادشاهی ایران: "زنده باد محمدعلی شاه!" ( "Long live Shah Muhammad Ali!" ) [ ۳۲۲]
• Arthur Gary Bishop: «من دوباره می خواهم صمیمانه ترین و عمیق ترین عذرخواهی هایم را نسبت به خانواده های قربانیانم بیان کنم. حقیقتاً شرمنده ام. من یک دل سیر برای هم دلی با غم و ویرانی روان آن ها گریه کرده ام و امیدوارم آن ها متوجه دل مشغولی ها و دعاهایی که برایشان داشته ام، بشوند. »[ ۳۲۳]
• بِلَک سِزار، که لقبش را از روی نام the eponymous pirate به وی داده بودند. وی یکی از محکومین بریتانیایی در استرالیا، که از مجازات اعدام در سال ۱۷۸۹ فرار کرد و به صورت یک جنگل نشین در طبیعت مخفی شد. وی با دزدی از باغ ها به وسیله تفنگ توانسته بود به زندگی اش ادامه دهد. طبق گفته مأمور دولت، David Collins هنگامی که دست گیرش کردند، وی: «چنان نسبت به رویارویی با مرگ، بی تفاوت بود که در زندان اعلام کرده بود اگر قرار باشد اعدام شود، پیش از مرگ، با دست انداختن جلاد خواهد خندید. »[ ۳۲۴]
• Dmitry Bogrov, پیش از اعدام شدن به سبب قتل نخست وزیر روسیه، پیوتر استولیپین: ( به جلاد ) «باید کمی سرم را بلند کنم؟»
• آن بولین: «ای خدا، به من رحم کن. ای خدا، به من رحم کن. »[ ۲۶]
• Jerome Bowden: «نام من جرمی بودن است و مایلم بگویم دارم اعدام می شوم. همچنین می خواهم از کسانی که در این مدت در این مرکز از من مراقبت کردند، تشکر کنم؛ و امیدوارم با اعدام شدن من کمی نور بر این چیز ناثواب بی افتد. همچنین مایلم اگر می شود پیش از اعدام با کشیش لیزل دعا بخوانم. از همگی متشکرم. »[ ۳۲۵]
• جان براون: «من، جان براون، اکنون به تقریب مطمئن هستم که جرائم این سرزمین گناه کار از بین نخواهد رفت، مگر با خون. [ ۲۶] اکنون که فکر می کنم، می بینم من بیهوده خود را گول زده بودم که بدون خون ریزی زیاد بشود این کار را کرد. »
• تد باندی: «مراتب دوست داشتن من نسبت به دوستان و خانواده ام را به آن ها برسانید. »[ ۳۲۶]
• Edith Cavell, پرستار انگلیسی که به تاریخ ۱۲ اکتبر سال ۱۹۱۵ به سبب کمکش به نیروهای متفقین برای فرار از بلژیک زیر اشغال آلمان نازی به هلند بی طرف، اعدام شد. وی این سخنان را با کشیشی از کلیسای انگلیکان به نام استرینگ گاهان که اجازه یافته بود یک شب پیش از اعدامش با وی ملاقات کند، بیان کرد. وی چنین گفت: «وطن پرستی کافی نیست. من نباید هیچ تلخی یا تنفری از کسی به دل داشته باشم. » این جمله ها زیر تن دیس وی در سنت مارتینز پلیس حکاکی شده است. این تن دیس در میدان ترافالگار در لندن واقع است. واپسین گفته هایش به کشیش لوتریان آلمانی به نام پاول لو سور، چنین بود: «از کشیش گاهان بخواهید بعداً به عزیزانم بگوید روحم در امنیت و آرامش است و برای وطنم می میرم. »
• چارلز یکم انگلستان، که از جلاد درخواست کرد بگذارد خودش علامت شروع اعدام خودش را بدهد: «منتظر علامت من باش. »[ ۳۶]
• Erskine Childers: ( که تیرباران شد ) «رفقا، یکی دو قدم جلو بیایید. آن طور راحت تر است. »[ ۳۲۷]
• Roger Keith Coleman: «یک مرد بی گناه امشب خواهد مرد. هنگامی که بی گناهی من ثابت شد، امیدوارم آمریکا همچون دیگر کشورهای متمدن پی به بی عدالتی حکم اعدام ببرد. واپسین گفته هایم خطاب به زنانی است که دوستشان دارم. دوست داشتن، ابدی است. دوست داشتن من برای شما تا ابد وجود خواهد داشت. دوستت دارم، شارون. » نیاز به یادآوری است که در سال ۲۰۰۶ نتایج آزمایش های دی اِن اِی مشخص کرد که کلمن واقعاً گناه کار بوده است. [ ۳۲۸]
• Robert Charles Comer: «برو ریدرز. »[ ۳۲۹]
• توماس کرنمر، با اشاره به Acts 7:56: «پروردگار مسیح، روح من را پذیرا باش… درهای بهشت را گشوده می بینم در حالی که مسیح در سمت راست خدا ایستاده است. »[ ۳۳۰] [ note ۵۸]
• تامس کرامول: «من در کلیسای کاتولیک می میرم. »[ ۹]
• Francis Crowley: «شما حرام زاده ها. مراتب عشق من نسبت به مادرم را به او برسانید. »[ ۳۶]
• لئون چولگوش، قاتل رئیس جمهور ویلیام مک کینلی: «رئیس جمهور را کشتم؛ چراکه او دشمن انسان های خوب بود—انسان های خوب کاری. برای جرمی که مرتکب شده ام، شرمنده نیستم. [ ۳۶] [ ۳۳۱] شرمنده ام که نتوانستم پدرم را ببینم. »[ ۳۳۱]
• ژرژ دانتون، پیش از اعدامش با گیوتین: "Tu montreras ma tête au peuple. Elle en vaut la peine. " ( «سرم را به مردم نشان دهید. ارزش دیدنش را دارد. » ) [ ۹] [ ۴۱]
• ژاک دو موله، واپسین فرماندهان ارشد شوالیه های معبد، پیش از زنده سوزی اش: "پاپ کلمنت پنجم، شوالیه Guillaume de Nogaret, فیلیپ چهارم! من شما را پیش از تمام شدن سال به داگاه الهی فرا می خوانم!"[ ۳۳۲]
• چارلز دین: «خدانگه دار، آقایان، دارم می روم. »[ ۳۳۳]
• اِدگار اِدواردز: ( به کشیش در راه سکوی اعدام ) «خیلی منتظر این لحظه بودم!»[ ۳۳۴]
• ادوارد الیس: «می خواهم همه بدانند که فکر می کنم دادستان و بیل اسکات کمی شرمنده باشند. حرام زاده ها. »[ ۳۲۶]
• George Engel: «هورا برای بی دولتی!»[ ۳۳۵]
• Mona Fandey: "Aku tak akan mati. " ( «هیچ گاه نخواهم مرد. » ) [ ۳۳۶]
• Thomas de Mahy, marquis de Favras, پس از خواندن حکم اعدامش: «می بینم سه اشتباه املایی دارید. »[ ۴۱]
• Adolph Fischer: «این شادترین لحظه زندگی من است!»[ ۴۱] [ ۳۳۵]
• جیمز فرنچ قاتل ( در پاسخ به این که آیا پیش از اعدام با صندلی الکتریکی چیزی برای گفتن دارد ) : «همه چیز پیش از این گفته شده است. »[ ۳۳۷] [ note ۵۹]
• John Wayne Gacy: «دستم را ببوس. »[ ۳۳۸]
• جانی گارِت: «می خواهم از خانواده ام برای این که من را دوست داشته اند و از من مراقبت کرده اند، تشکر کنم و باقی دنیا به درک. »[ ۲۳] [ ۴۶] [ ۳۲۶]
• Kenneth Edward Gentry: «خدا را شکر می کنم که در ۱۴ سال گذشته به من اجازه داد مثل یک مرد رشد کنم. به خانواده جِی. دی، به خاطر رنجی که در ۱۴ سال گذشته متحمل شده اید شرمنده ام. امیدوار امشب کمی آرامتان کند. به خانواده ام، خوش حالم که امش به خانه نزد مسیح بر می گردم. مسیح عزیز، دارم می آیم. من را به خانه ببر. به سوی تو می آیم. »[ ۳۳۹]
• Gary Gilmore: «بزن بریم!» , پیش از اعدامش با شلیک اسلحه. [ ۴۶] [ ۳۲۶] [ ۳۴۰] همچنین گفته شده هنگامی که گیلمور در حال رفتن به محل اعدامش از کنار Hi - Fi Murderers می گذشته گفته: «خدانگه دار، پیِر و اَندرو. بعداً شما را به طور مستقیم خواهم دید. »[ ۳۲۶] [ ۳۴۰]
• Thomas J. Grasso: «به من سس حاوی ماکارونی ندادند. به جای آن ماکارانی معمولی دادند. می خواهم رسانه ها این را بدانند. »[ ۴۶]
• G. W. Green: ( به تقلید از گَری گیلمور ) «آماده آتش. بزن بریم، مرد. »[ ۳۲۶]
• Roosevelt Green: «من دارم برای قتلی می میرم که مرتکب نشدم؛ قتلی که کس دیگری مرتکب شده … خدا را دوست دارم و امیدوارم همه شما هم خدا را دوست داشته باشید و این که خدا من را به پادشاهی اش ببرد و خدانگه دار، مادر. »[ ۳۲۶]
• ایرما گرزه: "شَنِل. "[ ۳۴۱] [ ۳۴۲] ( که برگردان آن می شود «سریع» یا «زود باشید» یا «سریع انجامش دهید. » ) [ ۳۴۳]
• آدولف آیشمان: «زنده باد آلمان. زنده باد آرژانتین. زنده باد اتریش. این سه کشوری هستند که من بیش ترین ارتباط را با آن ها داشته ام و هرگز آن ها را فراموش نخواهم کرد. به همسرم، خانواده ام و دوستانم درود می فرستم. آماده ام. ما خیلی زود دوباره همدیگر را خواهیم دید؛ چراکه این سرونشت همه انسان هاست. من یک خداباور می میرم. »[ ۳۴۴]
• چارلز جی. گیتو، قاتل رئیس جمهور جیمز آبرام گارفیلد، پس از پایان خواندن شعر خود به نام «I am Going to the Lordy» و پیش از اعدام شدنش با طناب دار: «هاله لویای با افتخار! من با خدا هستم، آماده، مفتخر، رو!»[ ۲۳]
• Donald Harding: وی از گفتن واپسین گفتار خودداری کرد اما به جلادها اشاره کرد کار را آغاز کنند. خفگی اش در اتاق گاز پیش از آن که مرگش تأیید شود، ۱۱ دقیقه به طول انجامید و گفته شده واپسین دقایق زندگی اش به دادستان Grant Woods فحش می داده و انگشت وسطی اش را نشان می داده. [ ۳۲۶] [ ۳۴۵]
• ماتا هاری: «باورنکردنی است». [ ۲۳]
• Robert Alton Harris: «شما می توانید یک پادشاه باشید یا یک پاک بان، اما همگی روزی با عزرائل خواهند رقصید. » ( این گفته وی در واقع یک نقل قول اشتباه از[ ۳۴۶] فیلم سفر وحشیانه بیل و تد به سال ۱۹۹۱ است که در واقع دوباره گویی یک عبارت آلمانی از danse macabre است که می گوید: Wer war der Thor, wer der Weiser, wer der Bettler oder Kaiser? Ob arm, ob reich, im Tode gleich ( «احمق کی بود؛ خردمند کی بود؛ گدا کی بود یا امپراتور کی بود؟ ثروت مند یا فقیر، همه در برابر مرگ یکی هستند. » ) . [ ۳۲۶]
• جو هیل: در ۱۹ نوامبر ۱۹۱۵، هنگامی که معاون کلانتر، شِتلِر، که مسئول جوخه آتش اعدام بود، داشت فرمان آتش می داد، ( با گفتن «آماده، هدف، » ) جوهیل فریاد زد: «آتش - - شلیک کنید!»[ ۳۴۷] هیل، تنها کمی پیش از اعدامش، به Bill Haywood, رهبر کارگران صنعتی جهان نامه ای با این مضمون نوشته بود: «خدانگه دار، بیل. من مثل یک شورشی آبی واقعی می میرم. وقت من را با گریه و زاری تلف نکن. سازماندهی کن … می توانی ترتیبی بدهی که جسدم به مرز ایالت برای خاک سپاری برده شود؟ نمی خواهم در یوتا بمیرم. »[ ۳۴۸] [ ۳۴۹]
• Daryl Holton: «دو واژه، انجام می دهم. »[ ۳۵۰]
• یان هوس: «وای، چه قدر ساده!»[ ۲۳]
• صدام حسین که شهادتین را دوبار پیش از اعدامش بر زبان راند. «و محمد» را نیز در دومین شهادتین گفت. [ ۳۵۱] [ ۳۵۲]
• ژان دارک، در حالی که داشت زنده در آتش می سوخت، گفت: "صلیب را بالا نگه دارید تا بتوانم از میان شعله های آتش آن را ببینم!"[ ۳۰] [ ۴۶]
• Edward Earl Johnson: «حدس می زنم کسی تلفن نخواهد کرد. »[ ۴۶]
• Mohammad Jawad al Jaza’iri: «اما ما با ناراحتی ساختیم و برای مردن، از این دقیقه تا دقیقه بعد، صبر می کنیم. »[ ۳۵۳]
• حبیب الله کلکانی: «از خدا چیزی نمی خواهم. او هر آنچه خواستم به من داد. خدا مرا پادشاه کرد. »[ ۳۵۴]
• ویلهلم کایتل، پس از آن که به سبب دست داشتنش در جرائم حزب نازی آلمان به اعدام محکوم شد، با فریاد، سرود آلمانی ها را خواند![ ۳۵۵]
• ند کلی به احتمال: «زندگی همین است. »[ ۳۵۶]
• لوئی شانزدهم، پادشاه فرانسه در صحبت با جلادانش: "Messieurs, je suis innocent de tout ce dont on m'inculpe. Je souhaite que mon sang que vous allez répandre ne retombe jamais sur la France. " ( «عالی جنابان، من نسبت به هر آنچه من را به آن محکوم کرده اند، بی گناهم. امیدوارم خون من پایه گذار آینده ای بهتر برای فرانسه باشد. » ) [ ۱۴]
• ماری آنتوانت، ملکه فرانسه که از جلاد خود برای اینکه پایش را لگد کرده بود، عذرخواهی کرد: "Pardonnez - moi, monsieur. Je ne l'ai pas fait exprès. " ( «ببخشید، قربان. به عمد این کار را نکردم. » ) [ ۱۴] [ ۵۲]
• تیموتی مک وی که به انفجار اکلاهماسیتی محکوم شده بود، شعر «شکست ناپذیر» از یک شاعر انگلیسی به سال ۱۸۷۵ به نام ویلیام ارنست هنلی، ر پیش از اعدام شدنش خواند. [ ۳۵۷] [ ۳۵۸]
• James Scott, 1st Duke of Monmouth, به Jack Ketch, جلادش: «من را هم چون لورد راسل تکه تکه نکن. »[ ۴۶]
• Harry Morant, به جوخه آتش اعدامش: «حرام زاده ها، مستقیم شلیک کنید. گندکاری نکنید!»[ ۳۵۹]
• Ronald Clark O'Bryan: «چیزی که قرار است در چند دقیقه بعد روشن شود، اشتباه است! با این حال، ما انسان ها، قطعاً دچار خطا و اشتباه می شویم. این اعدام هم یکی از آن اشتباهات است؛ اما این بدان معنی نیست که تمام نظام قضایی ما اشتباه است؛ بنابراین، من تمام کسانی که در مردن من نقش داشته اند را می بخشم. همین طور، برای هر کسی که به هر نحوی در عمر ۳۹ ساله ام وی را آزار دادم، دعا می کنم و طلب بخشش دارم؛ همان طور که خودم هر کسی که من را آزار داده باشد می بخشم؛ و دعا می کنم و از خدا برای همه ما انسان ها طلب بخشش می کنم. عشق نامیرای خودم به عزیزانم را نثار می کنم. به آنان که به من نزدیک بوده اند می گویم که تک تکتان را قلباً دوست می دارم. خدا همگی تان را قرین رحمت کند و بهترین الطافش را همیشه نثارتان کند. رانِلد سی. او. برایان. پی. اس. در زمان حضورم در این جا، همه کارکنان دپارتمان عدالت تگزاس با من خوش رفتار بودند. »[ ۳۶۰]
• Saint John Ogilvie در شهر Glasgow Cross و به تاریخ مارس ۱۶۱۵ ابتدا حلق آویز، سپس در آب، خفه و بعد بدنش تکه تکه شد. همه این ها بدین سبب بود که وی دین کاتولیک را ترویج کرده بود که در آن زمان در اسکاتلند، ممنوع بود. وی همچنین از سرسپاری به جیمز یکم انگلستان سرباز زده بود. [ ۳۶۱] واپسین گفته های اوجیلوی چنین بود: «چنانچه در این جا کاتولیک هایی هستند که خود را پنهان کرده اند، بخواهید برایم دعا کنند، اما من دعاهای بدعت گذاران را نمی خواهم. »
• ویلیام پالمر قاتل در اعدامش که در ملأ عام صورت گرفت، به دریچه بازشونده سکوی اعدام نگاه کرده و به جلادش گفت: «مطمئنی امن است؟»[ ۳۶۲]
• Albert Parsons: «وای، مردان آمریکا، آیا من اجازه صحبت دارم؟ کلانتر، متسون، لطفاً بگذار صحبت کنم! بگذار صدای مردم شنیده شود! وای—» ( صحبتش در میانه به سبب باز شدن دریچه سکوی اعدام، قطع شد و ناتمام ماند ) [ ۳۳۵]
• والتر رالی که در حیاط قدیمی کاخ وست مینستر به تاریخ اکتبر ۱۶۱۶ سربریده شد. «بگذارید گسیل شویم", وی این را به جلادش گفت. «هم اکنون تب ولرزم دوباره به سراغم آمده. نمی گذارم دشمنانم فکر کنند من از ترس مرگ می لرزم. » پس از آن که تبری که قرار بود سرش ر با آن از تنش جدا کنند را دید، کمی فکر کرد و گفت: «این یک دوای تیز است، اما اما درمانی است برای همه بیماری ها و بدبختی ها. » طبق نظر بسیاری از زندگی نامه نویسان، به طور مثال Raleigh Trevelyan, در کتابش ( 2002 ) Sir Walter Raleigh ( سر والتر رالی - ۲۰۰۲ ) واپسین گفته های رلی ( در حالی که دراز می کشید تا تبر سرش را قطع کند ) این چنین بود: «بزن، مرد، بزن!»[ ۳۹]
• James W. Rodgers: ( رودروی جوخه آتش اعدام ) «من قبلاً آخرین خواسته ام را به شما گفتم … یک جلیقه ضدگلوله. »[ ۳۶۳]
• Madame Roland: "O Liberté, que de crimes on commet en ton nom!" ( «ای آزادی! چه جنایت ها که به نام تو انجام شده است!» ) [ ۳۹] [ ۳۶۴]
• Ronald Ryan: ( به جلادش ) «خدا خیرت دهد، زود انجامش بده. »
• John William Rook: "Fآزادی. سرانجام، آزادی، مرد. »[ ۳۲۶]
• Nicola Sacco: «خدانگه دار، مادر!»[ ۳۶۵]
• Bartolomeo Vanzetti: «می خواهم برخی افراد را به سبب کاری که اکنون می خواهند با من بکنند ببخشم. »[ ۳۶۵]
• سقراط، تنها پیش از محاکمه اش با نوشیدن شوکران زهرآلود که به زور و برای اجرای حکم اعدامش به وی خورانده شد: "Κρίτων, ἔφη, τῷ Ἀσκληπιῷ ὀφείλομεν ἀλεκτρυόνα· ἀλλὰ ἀπόδοτε καὶ μὴ ἀμελήσητε" ( «کریتو، ما یک خروس به اسقلبیوس بده کاریم. لطفاً یادت نرود غرض را بپردازی. » ) [ ۳۶۶]
• John Spenkelink: «حکم اعدام؛ آنان که حاکم نیستند، اعدام می شوند. »[ ۴۶]
• Mary Surratt: «لطفاً نگذار بیفتم. »[ ۳۹]
• Elisabeth von Thadden, پیش از اعدامش توسط نازی ها: "Setzen Sie ein Ende, o Gott, für alle unsere Leiden. " ( «نقطه پایانی بگذار، پروردگارا، بر همه رنج های ما. » ) [ ۹] [ note ۶۰]
• John Thanos: «خدانگه دار. »[ ۳۶۸]
• Karla Faye Tucker: «بله قربان. مایلم به همه شما بگویم، خانواده تورنتون و جری دینز که من خیلی شرمنده ام. امیدوارم خداوند با این کار به شما آرامش دهد. عزیزم، دوستت دارم. ران، از طرف من، پِگی را در آغوش بگیر. همه با من خیلی خوب بوده اند. همه شما را خیلی دوست دارم. اکنون با مسیح رودرو می شوم. واردن بَگِت، از همه شما خیلی ممنونم. شما با من خیلی خوب بودید. همه شما را خیلی دوست دارم. همه شما را وقتی بیایید، در آن جا خواهم دید. منتظرتان خواهم ماند. »[ ۳۶۹] [ ۳۷۰]
• ویلیام تیندل، پیش از حلق آویز و زنده سوزانده شدنش: «پروردگارا، چشمان هنری هشتم را بگشا. »[ ۳۷۱]
• هنری ویرتز، با اشاره به طناب: «این خیلی سفت بسته شده. »[ ۳۱]
• آیلین وورنوس: «بله، تنها مایلم بگویم که با تلاتم کشتی می رانم؛ و باز خواهم گشت، همچون روز استقلال، با مسیح. ۶ ژوئن، روز استقلال. کشتی بیگ مادِر و باقی، باز خواهم گشت، باز خواهم گشت. »[ ۳۷۲]





این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفدر زیر، واپسین گفته های افراد نامی بر پایه سال مرگشان به ترتیب اعداد آورده می شود. چنانچه نیاز باشد، سبب یا محیطی که فرد در آن این واژگان را بر زبان رانده نیز آورده می شود. همچنین چنانچه بر سر درستی واپسین گفته های افراد مناقشه باشد، در بخش پاورقی توضیح داده می شود.
به قتل رسید.
را می دید، این را گفت.
• John André, افسر ارتش انگلیس، پیش از اعدام شدنش به واسطه جاسوسی برای ارتش قاره ای: «به درگاه تو دعا می کنم که شاهد باشی من با سرنوشتم هم چون یک مرد روبه رو می شوم. »[ ۳۱۹]
• ژان سیلوان بیی، ستاره شناس، ریاضی دان و سیاست مدار فرانسوی، که در پاسخ به یکی از تماشاچیان اعدامش با گیوتین که پرسیده بود آیا تنش به لرزه افتاده، چنین گفت: "Oui mon ami, mais c'est de froid. " ( «بله دوست من؛ اما لرزشم به خاطر سرماست» ) . [ ۳۲۰]
• Lena Baker: «هرچه کردم به قصد دفاع شخصی بود؛ چراکه در غیر این صورت کشته شده بودم. جایی که من بودم نمی توانستم از پس آن برآیم. خداوند من را بخشیده است. چیزی علیه کسی ندارم. من برای آقای پریچِت پنبه چینی کرده ام و او با من خوش رفتار بود. آماده رفتنم. من تنها یک عدد هستم. آماده ام با خدای خود ملاقات کنم. وجدان قوی ای دارم. »[ ۳۲۱]
• ارشدالله، پیش از اعدام شدن به سبب دخالتش در برگرداندن محمدعلی شاه به پادشاهی ایران: "زنده باد محمدعلی شاه!" ( "Long live Shah Muhammad Ali!" ) [ ۳۲۲]
• Arthur Gary Bishop: «من دوباره می خواهم صمیمانه ترین و عمیق ترین عذرخواهی هایم را نسبت به خانواده های قربانیانم بیان کنم. حقیقتاً شرمنده ام. من یک دل سیر برای هم دلی با غم و ویرانی روان آن ها گریه کرده ام و امیدوارم آن ها متوجه دل مشغولی ها و دعاهایی که برایشان داشته ام، بشوند. »[ ۳۲۳]
• بِلَک سِزار، که لقبش را از روی نام the eponymous pirate به وی داده بودند. وی یکی از محکومین بریتانیایی در استرالیا، که از مجازات اعدام در سال ۱۷۸۹ فرار کرد و به صورت یک جنگل نشین در طبیعت مخفی شد. وی با دزدی از باغ ها به وسیله تفنگ توانسته بود به زندگی اش ادامه دهد. طبق گفته مأمور دولت، David Collins هنگامی که دست گیرش کردند، وی: «چنان نسبت به رویارویی با مرگ، بی تفاوت بود که در زندان اعلام کرده بود اگر قرار باشد اعدام شود، پیش از مرگ، با دست انداختن جلاد خواهد خندید. »[ ۳۲۴]
• Dmitry Bogrov, پیش از اعدام شدن به سبب قتل نخست وزیر روسیه، پیوتر استولیپین: ( به جلاد ) «باید کمی سرم را بلند کنم؟»
• آن بولین: «ای خدا، به من رحم کن. ای خدا، به من رحم کن. »[ ۲۶]
• Jerome Bowden: «نام من جرمی بودن است و مایلم بگویم دارم اعدام می شوم. همچنین می خواهم از کسانی که در این مدت در این مرکز از من مراقبت کردند، تشکر کنم؛ و امیدوارم با اعدام شدن من کمی نور بر این چیز ناثواب بی افتد. همچنین مایلم اگر می شود پیش از اعدام با کشیش لیزل دعا بخوانم. از همگی متشکرم. »[ ۳۲۵]
• جان براون: «من، جان براون، اکنون به تقریب مطمئن هستم که جرائم این سرزمین گناه کار از بین نخواهد رفت، مگر با خون. [ ۲۶] اکنون که فکر می کنم، می بینم من بیهوده خود را گول زده بودم که بدون خون ریزی زیاد بشود این کار را کرد. »
• تد باندی: «مراتب دوست داشتن من نسبت به دوستان و خانواده ام را به آن ها برسانید. »[ ۳۲۶]
• Edith Cavell, پرستار انگلیسی که به تاریخ ۱۲ اکتبر سال ۱۹۱۵ به سبب کمکش به نیروهای متفقین برای فرار از بلژیک زیر اشغال آلمان نازی به هلند بی طرف، اعدام شد. وی این سخنان را با کشیشی از کلیسای انگلیکان به نام استرینگ گاهان که اجازه یافته بود یک شب پیش از اعدامش با وی ملاقات کند، بیان کرد. وی چنین گفت: «وطن پرستی کافی نیست. من نباید هیچ تلخی یا تنفری از کسی به دل داشته باشم. » این جمله ها زیر تن دیس وی در سنت مارتینز پلیس حکاکی شده است. این تن دیس در میدان ترافالگار در لندن واقع است. واپسین گفته هایش به کشیش لوتریان آلمانی به نام پاول لو سور، چنین بود: «از کشیش گاهان بخواهید بعداً به عزیزانم بگوید روحم در امنیت و آرامش است و برای وطنم می میرم. »
• چارلز یکم انگلستان، که از جلاد درخواست کرد بگذارد خودش علامت شروع اعدام خودش را بدهد: «منتظر علامت من باش. »[ ۳۶]
• Erskine Childers: ( که تیرباران شد ) «رفقا، یکی دو قدم جلو بیایید. آن طور راحت تر است. »[ ۳۲۷]
• Roger Keith Coleman: «یک مرد بی گناه امشب خواهد مرد. هنگامی که بی گناهی من ثابت شد، امیدوارم آمریکا همچون دیگر کشورهای متمدن پی به بی عدالتی حکم اعدام ببرد. واپسین گفته هایم خطاب به زنانی است که دوستشان دارم. دوست داشتن، ابدی است. دوست داشتن من برای شما تا ابد وجود خواهد داشت. دوستت دارم، شارون. » نیاز به یادآوری است که در سال ۲۰۰۶ نتایج آزمایش های دی اِن اِی مشخص کرد که کلمن واقعاً گناه کار بوده است. [ ۳۲۸]
• Robert Charles Comer: «برو ریدرز. »[ ۳۲۹]
• توماس کرنمر، با اشاره به Acts 7:56: «پروردگار مسیح، روح من را پذیرا باش… درهای بهشت را گشوده می بینم در حالی که مسیح در سمت راست خدا ایستاده است. »[ ۳۳۰] [ note ۵۸]
• تامس کرامول: «من در کلیسای کاتولیک می میرم. »[ ۹]
• Francis Crowley: «شما حرام زاده ها. مراتب عشق من نسبت به مادرم را به او برسانید. »[ ۳۶]
• لئون چولگوش، قاتل رئیس جمهور ویلیام مک کینلی: «رئیس جمهور را کشتم؛ چراکه او دشمن انسان های خوب بود—انسان های خوب کاری. برای جرمی که مرتکب شده ام، شرمنده نیستم. [ ۳۶] [ ۳۳۱] شرمنده ام که نتوانستم پدرم را ببینم. »[ ۳۳۱]
• ژرژ دانتون، پیش از اعدامش با گیوتین: "Tu montreras ma tête au peuple. Elle en vaut la peine. " ( «سرم را به مردم نشان دهید. ارزش دیدنش را دارد. » ) [ ۹] [ ۴۱]
• ژاک دو موله، واپسین فرماندهان ارشد شوالیه های معبد، پیش از زنده سوزی اش: "پاپ کلمنت پنجم، شوالیه Guillaume de Nogaret, فیلیپ چهارم! من شما را پیش از تمام شدن سال به داگاه الهی فرا می خوانم!"[ ۳۳۲]
• چارلز دین: «خدانگه دار، آقایان، دارم می روم. »[ ۳۳۳]
• اِدگار اِدواردز: ( به کشیش در راه سکوی اعدام ) «خیلی منتظر این لحظه بودم!»[ ۳۳۴]
• ادوارد الیس: «می خواهم همه بدانند که فکر می کنم دادستان و بیل اسکات کمی شرمنده باشند. حرام زاده ها. »[ ۳۲۶]
• George Engel: «هورا برای بی دولتی!»[ ۳۳۵]
• Mona Fandey: "Aku tak akan mati. " ( «هیچ گاه نخواهم مرد. » ) [ ۳۳۶]
• Thomas de Mahy, marquis de Favras, پس از خواندن حکم اعدامش: «می بینم سه اشتباه املایی دارید. »[ ۴۱]
• Adolph Fischer: «این شادترین لحظه زندگی من است!»[ ۴۱] [ ۳۳۵]
• جیمز فرنچ قاتل ( در پاسخ به این که آیا پیش از اعدام با صندلی الکتریکی چیزی برای گفتن دارد ) : «همه چیز پیش از این گفته شده است. »[ ۳۳۷] [ note ۵۹]
• John Wayne Gacy: «دستم را ببوس. »[ ۳۳۸]
• جانی گارِت: «می خواهم از خانواده ام برای این که من را دوست داشته اند و از من مراقبت کرده اند، تشکر کنم و باقی دنیا به درک. »[ ۲۳] [ ۴۶] [ ۳۲۶]
• Kenneth Edward Gentry: «خدا را شکر می کنم که در ۱۴ سال گذشته به من اجازه داد مثل یک مرد رشد کنم. به خانواده جِی. دی، به خاطر رنجی که در ۱۴ سال گذشته متحمل شده اید شرمنده ام. امیدوار امشب کمی آرامتان کند. به خانواده ام، خوش حالم که امش به خانه نزد مسیح بر می گردم. مسیح عزیز، دارم می آیم. من را به خانه ببر. به سوی تو می آیم. »[ ۳۳۹]
• Gary Gilmore: «بزن بریم!» , پیش از اعدامش با شلیک اسلحه. [ ۴۶] [ ۳۲۶] [ ۳۴۰] همچنین گفته شده هنگامی که گیلمور در حال رفتن به محل اعدامش از کنار Hi - Fi Murderers می گذشته گفته: «خدانگه دار، پیِر و اَندرو. بعداً شما را به طور مستقیم خواهم دید. »[ ۳۲۶] [ ۳۴۰]
• Thomas J. Grasso: «به من سس حاوی ماکارونی ندادند. به جای آن ماکارانی معمولی دادند. می خواهم رسانه ها این را بدانند. »[ ۴۶]
• G. W. Green: ( به تقلید از گَری گیلمور ) «آماده آتش. بزن بریم، مرد. »[ ۳۲۶]
• Roosevelt Green: «من دارم برای قتلی می میرم که مرتکب نشدم؛ قتلی که کس دیگری مرتکب شده … خدا را دوست دارم و امیدوارم همه شما هم خدا را دوست داشته باشید و این که خدا من را به پادشاهی اش ببرد و خدانگه دار، مادر. »[ ۳۲۶]
• ایرما گرزه: "شَنِل. "[ ۳۴۱] [ ۳۴۲] ( که برگردان آن می شود «سریع» یا «زود باشید» یا «سریع انجامش دهید. » ) [ ۳۴۳]
• آدولف آیشمان: «زنده باد آلمان. زنده باد آرژانتین. زنده باد اتریش. این سه کشوری هستند که من بیش ترین ارتباط را با آن ها داشته ام و هرگز آن ها را فراموش نخواهم کرد. به همسرم، خانواده ام و دوستانم درود می فرستم. آماده ام. ما خیلی زود دوباره همدیگر را خواهیم دید؛ چراکه این سرونشت همه انسان هاست. من یک خداباور می میرم. »[ ۳۴۴]
• چارلز جی. گیتو، قاتل رئیس جمهور جیمز آبرام گارفیلد، پس از پایان خواندن شعر خود به نام «I am Going to the Lordy» و پیش از اعدام شدنش با طناب دار: «هاله لویای با افتخار! من با خدا هستم، آماده، مفتخر، رو!»[ ۲۳]
• Donald Harding: وی از گفتن واپسین گفتار خودداری کرد اما به جلادها اشاره کرد کار را آغاز کنند. خفگی اش در اتاق گاز پیش از آن که مرگش تأیید شود، ۱۱ دقیقه به طول انجامید و گفته شده واپسین دقایق زندگی اش به دادستان Grant Woods فحش می داده و انگشت وسطی اش را نشان می داده. [ ۳۲۶] [ ۳۴۵]
• ماتا هاری: «باورنکردنی است». [ ۲۳]
• Robert Alton Harris: «شما می توانید یک پادشاه باشید یا یک پاک بان، اما همگی روزی با عزرائل خواهند رقصید. » ( این گفته وی در واقع یک نقل قول اشتباه از[ ۳۴۶] فیلم سفر وحشیانه بیل و تد به سال ۱۹۹۱ است که در واقع دوباره گویی یک عبارت آلمانی از danse macabre است که می گوید: Wer war der Thor, wer der Weiser, wer der Bettler oder Kaiser? Ob arm, ob reich, im Tode gleich ( «احمق کی بود؛ خردمند کی بود؛ گدا کی بود یا امپراتور کی بود؟ ثروت مند یا فقیر، همه در برابر مرگ یکی هستند. » ) . [ ۳۲۶]
• جو هیل: در ۱۹ نوامبر ۱۹۱۵، هنگامی که معاون کلانتر، شِتلِر، که مسئول جوخه آتش اعدام بود، داشت فرمان آتش می داد، ( با گفتن «آماده، هدف، » ) جوهیل فریاد زد: «آتش - - شلیک کنید!»[ ۳۴۷] هیل، تنها کمی پیش از اعدامش، به Bill Haywood, رهبر کارگران صنعتی جهان نامه ای با این مضمون نوشته بود: «خدانگه دار، بیل. من مثل یک شورشی آبی واقعی می میرم. وقت من را با گریه و زاری تلف نکن. سازماندهی کن … می توانی ترتیبی بدهی که جسدم به مرز ایالت برای خاک سپاری برده شود؟ نمی خواهم در یوتا بمیرم. »[ ۳۴۸] [ ۳۴۹]
• Daryl Holton: «دو واژه، انجام می دهم. »[ ۳۵۰]
• یان هوس: «وای، چه قدر ساده!»[ ۲۳]
• صدام حسین که شهادتین را دوبار پیش از اعدامش بر زبان راند. «و محمد» را نیز در دومین شهادتین گفت. [ ۳۵۱] [ ۳۵۲]
• ژان دارک، در حالی که داشت زنده در آتش می سوخت، گفت: "صلیب را بالا نگه دارید تا بتوانم از میان شعله های آتش آن را ببینم!"[ ۳۰] [ ۴۶]
• Edward Earl Johnson: «حدس می زنم کسی تلفن نخواهد کرد. »[ ۴۶]
• Mohammad Jawad al Jaza’iri: «اما ما با ناراحتی ساختیم و برای مردن، از این دقیقه تا دقیقه بعد، صبر می کنیم. »[ ۳۵۳]
• حبیب الله کلکانی: «از خدا چیزی نمی خواهم. او هر آنچه خواستم به من داد. خدا مرا پادشاه کرد. »[ ۳۵۴]
• ویلهلم کایتل، پس از آن که به سبب دست داشتنش در جرائم حزب نازی آلمان به اعدام محکوم شد، با فریاد، سرود آلمانی ها را خواند![ ۳۵۵]
• ند کلی به احتمال: «زندگی همین است. »[ ۳۵۶]
• لوئی شانزدهم، پادشاه فرانسه در صحبت با جلادانش: "Messieurs, je suis innocent de tout ce dont on m'inculpe. Je souhaite que mon sang que vous allez répandre ne retombe jamais sur la France. " ( «عالی جنابان، من نسبت به هر آنچه من را به آن محکوم کرده اند، بی گناهم. امیدوارم خون من پایه گذار آینده ای بهتر برای فرانسه باشد. » ) [ ۱۴]
• ماری آنتوانت، ملکه فرانسه که از جلاد خود برای اینکه پایش را لگد کرده بود، عذرخواهی کرد: "Pardonnez - moi, monsieur. Je ne l'ai pas fait exprès. " ( «ببخشید، قربان. به عمد این کار را نکردم. » ) [ ۱۴] [ ۵۲]
• تیموتی مک وی که به انفجار اکلاهماسیتی محکوم شده بود، شعر «شکست ناپذیر» از یک شاعر انگلیسی به سال ۱۸۷۵ به نام ویلیام ارنست هنلی، ر پیش از اعدام شدنش خواند. [ ۳۵۷] [ ۳۵۸]
• James Scott, 1st Duke of Monmouth, به Jack Ketch, جلادش: «من را هم چون لورد راسل تکه تکه نکن. »[ ۴۶]
• Harry Morant, به جوخه آتش اعدامش: «حرام زاده ها، مستقیم شلیک کنید. گندکاری نکنید!»[ ۳۵۹]
• Ronald Clark O'Bryan: «چیزی که قرار است در چند دقیقه بعد روشن شود، اشتباه است! با این حال، ما انسان ها، قطعاً دچار خطا و اشتباه می شویم. این اعدام هم یکی از آن اشتباهات است؛ اما این بدان معنی نیست که تمام نظام قضایی ما اشتباه است؛ بنابراین، من تمام کسانی که در مردن من نقش داشته اند را می بخشم. همین طور، برای هر کسی که به هر نحوی در عمر ۳۹ ساله ام وی را آزار دادم، دعا می کنم و طلب بخشش دارم؛ همان طور که خودم هر کسی که من را آزار داده باشد می بخشم؛ و دعا می کنم و از خدا برای همه ما انسان ها طلب بخشش می کنم. عشق نامیرای خودم به عزیزانم را نثار می کنم. به آنان که به من نزدیک بوده اند می گویم که تک تکتان را قلباً دوست می دارم. خدا همگی تان را قرین رحمت کند و بهترین الطافش را همیشه نثارتان کند. رانِلد سی. او. برایان. پی. اس. در زمان حضورم در این جا، همه کارکنان دپارتمان عدالت تگزاس با من خوش رفتار بودند. »[ ۳۶۰]
• Saint John Ogilvie در شهر Glasgow Cross و به تاریخ مارس ۱۶۱۵ ابتدا حلق آویز، سپس در آب، خفه و بعد بدنش تکه تکه شد. همه این ها بدین سبب بود که وی دین کاتولیک را ترویج کرده بود که در آن زمان در اسکاتلند، ممنوع بود. وی همچنین از سرسپاری به جیمز یکم انگلستان سرباز زده بود. [ ۳۶۱] واپسین گفته های اوجیلوی چنین بود: «چنانچه در این جا کاتولیک هایی هستند که خود را پنهان کرده اند، بخواهید برایم دعا کنند، اما من دعاهای بدعت گذاران را نمی خواهم. »
• ویلیام پالمر قاتل در اعدامش که در ملأ عام صورت گرفت، به دریچه بازشونده سکوی اعدام نگاه کرده و به جلادش گفت: «مطمئنی امن است؟»[ ۳۶۲]
• Albert Parsons: «وای، مردان آمریکا، آیا من اجازه صحبت دارم؟ کلانتر، متسون، لطفاً بگذار صحبت کنم! بگذار صدای مردم شنیده شود! وای—» ( صحبتش در میانه به سبب باز شدن دریچه سکوی اعدام، قطع شد و ناتمام ماند ) [ ۳۳۵]
• والتر رالی که در حیاط قدیمی کاخ وست مینستر به تاریخ اکتبر ۱۶۱۶ سربریده شد. «بگذارید گسیل شویم", وی این را به جلادش گفت. «هم اکنون تب ولرزم دوباره به سراغم آمده. نمی گذارم دشمنانم فکر کنند من از ترس مرگ می لرزم. » پس از آن که تبری که قرار بود سرش ر با آن از تنش جدا کنند را دید، کمی فکر کرد و گفت: «این یک دوای تیز است، اما اما درمانی است برای همه بیماری ها و بدبختی ها. » طبق نظر بسیاری از زندگی نامه نویسان، به طور مثال Raleigh Trevelyan, در کتابش ( 2002 ) Sir Walter Raleigh ( سر والتر رالی - ۲۰۰۲ ) واپسین گفته های رلی ( در حالی که دراز می کشید تا تبر سرش را قطع کند ) این چنین بود: «بزن، مرد، بزن!»[ ۳۹]
• James W. Rodgers: ( رودروی جوخه آتش اعدام ) «من قبلاً آخرین خواسته ام را به شما گفتم … یک جلیقه ضدگلوله. »[ ۳۶۳]
• Madame Roland: "O Liberté, que de crimes on commet en ton nom!" ( «ای آزادی! چه جنایت ها که به نام تو انجام شده است!» ) [ ۳۹] [ ۳۶۴]
• Ronald Ryan: ( به جلادش ) «خدا خیرت دهد، زود انجامش بده. »
• John William Rook: "Fآزادی. سرانجام، آزادی، مرد. »[ ۳۲۶]
• Nicola Sacco: «خدانگه دار، مادر!»[ ۳۶۵]
• Bartolomeo Vanzetti: «می خواهم برخی افراد را به سبب کاری که اکنون می خواهند با من بکنند ببخشم. »[ ۳۶۵]
• سقراط، تنها پیش از محاکمه اش با نوشیدن شوکران زهرآلود که به زور و برای اجرای حکم اعدامش به وی خورانده شد: "Κρίτων, ἔφη, τῷ Ἀσκληπιῷ ὀφείλομεν ἀλεκτρυόνα· ἀλλὰ ἀπόδοτε καὶ μὴ ἀμελήσητε" ( «کریتو، ما یک خروس به اسقلبیوس بده کاریم. لطفاً یادت نرود غرض را بپردازی. » ) [ ۳۶۶]
• John Spenkelink: «حکم اعدام؛ آنان که حاکم نیستند، اعدام می شوند. »[ ۴۶]
• Mary Surratt: «لطفاً نگذار بیفتم. »[ ۳۹]
• Elisabeth von Thadden, پیش از اعدامش توسط نازی ها: "Setzen Sie ein Ende, o Gott, für alle unsere Leiden. " ( «نقطه پایانی بگذار، پروردگارا، بر همه رنج های ما. » ) [ ۹] [ note ۶۰]
• John Thanos: «خدانگه دار. »[ ۳۶۸]
• Karla Faye Tucker: «بله قربان. مایلم به همه شما بگویم، خانواده تورنتون و جری دینز که من خیلی شرمنده ام. امیدوارم خداوند با این کار به شما آرامش دهد. عزیزم، دوستت دارم. ران، از طرف من، پِگی را در آغوش بگیر. همه با من خیلی خوب بوده اند. همه شما را خیلی دوست دارم. اکنون با مسیح رودرو می شوم. واردن بَگِت، از همه شما خیلی ممنونم. شما با من خیلی خوب بودید. همه شما را خیلی دوست دارم. همه شما را وقتی بیایید، در آن جا خواهم دید. منتظرتان خواهم ماند. »[ ۳۶۹] [ ۳۷۰]
• ویلیام تیندل، پیش از حلق آویز و زنده سوزانده شدنش: «پروردگارا، چشمان هنری هشتم را بگشا. »[ ۳۷۱]
• هنری ویرتز، با اشاره به طناب: «این خیلی سفت بسته شده. »[ ۳۱]
• آیلین وورنوس: «بله، تنها مایلم بگویم که با تلاتم کشتی می رانم؛ و باز خواهم گشت، همچون روز استقلال، با مسیح. ۶ ژوئن، روز استقلال. کشتی بیگ مادِر و باقی، باز خواهم گشت، باز خواهم گشت. »[ ۳۷۲]






wiki: فهرست واپسین گفته ها