فلسفه خاورمیانه ( به انگلیسی: Middle Eastern philosophy ) شامل فلسفه های مختلف مناطق خاورمیانه از جمله هلال حاصلخیز و ایران است. سنت های این فلسفه شامل فلسفه مصر باستان، فلسفه بابلی، فلسفه یهود، فلسفه ایرانی/فارسی و فلسفه اسلامی است.
خاستگاه فلسفه بابلی را می توان در حکمت بین النهرین اولیه جستجو کرد، که فلسفه های خاصی از زندگی، به ویژه اخلاق را در قالب های دیالکتیک، دیالوگ، شعر حماسی، فولکلور وسرودها تجسم می بخشید. غزل، نثر، ضرب المثل، استدلال و عقلانیت بابلی ها فراتر از مشاهده تجربی توسعه یافته بود. [ ۱]
این احتمال وجود دارد که فلسفه بابلی بر فلسفه یونان و بعداً فلسفه هلنیستی تأثیر گذاشته باشد، اما شواهد مکتوب دال بر این موضوع موجود نیست. متنی بابلی و بدون تاریخ به نام گفتگوی بدبینی دارای شباهت هایی با اندیشه اگنوستیک سوفسطاییان، آموزه هراکلیتی در مورد تضادها، و گفتگوهای افلاطون، و همچنین پیش درآمدی برای روش سقراطی سقراط و افلاطون است. [ ۲] گفته می شود که تالس فیلسوف اهل ملط نیز در بین النهرین به تحصیل فلسفه پرداخته است.
فلسفه مصر با توسعه کیهان شناسی باستانی آغاز شد. تا ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد، فیلسوفان چهار عنصر را تشکیل دهنده جهان معرفی می کردند: باد، خاک، آتش و آب. این عناصر، اساس تحقیقات آن ها از آسمان و زمین را تشکیل داد. سنت کل گرایی که از این پیشرفت باستانی پدید آمد، این پرسش هستی شناختی را مطرح کرد: «وجود چیست؟»[ ۳] متفکران مصری با روح و ماده ارتباط برقرار کردند تا انسان از حیوانات و حتی خدایان جدا نشود. به همین دلیل، کاهنان به عنوان فیلسوف، ستاره شناس، معمار و شفادهنده نیز فعالیت می کردند.
برخی محققان اعتقاد دارند که فلسفه مصر باستان بر فلسفه یونان باستان تأثیر گذاشته است. فیلسوفان یونانی مانند افلاطون و فیثاغورس، یا به زیارت مصر رفته، یا در آن جا آموزش می دیدند. به ویژه فیثاغورس، که یک مکتب فلسفی را بر اساس فلسفه مصر باستان بنا نهاد و بیش از دو دهه را در مصر آموزش دید. فلسفه او ریشه در مابعدالطبیعه مصری دارد که آسمان ها و زمین را در وحدتی فراگیر دربر گرفته است.
به فلسفه ایران باستان نیز مراجعه کنید
دین زرتشت دینی توحیدی است که از ایران سرچشمه گرفته است. این دین ماهیتی دوگانه دارد ( اهورامزدا و اهریمن ) ؛ با شش موجود مهم الهی به نامامیشاسپندان. [ ۴] در دین زرتشتی مدرن از آن شش موجود به عنوان جنبه ها یا نشأت های اهورامزدا ( حق تعالی ) تعبیر می شود، که با اهورامزدا گروه هفت تایی خوب و سودمند را تشکیل می دهند و با دسته دیگر از گروه هفت تایی که با اهریمن کامل می شوند، و شرور و ویرانگر هستند مخالفند. همین تضاد مداوم بین خیر و شر است که دین زرتشت را از چارچوب های توحیدی متمایز می کند. زرتشتیان با الزام پیروان خود به ایمان و اعتقاد به قدرت های متضاد، خود را دین دوگانه می داند.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفخاستگاه فلسفه بابلی را می توان در حکمت بین النهرین اولیه جستجو کرد، که فلسفه های خاصی از زندگی، به ویژه اخلاق را در قالب های دیالکتیک، دیالوگ، شعر حماسی، فولکلور وسرودها تجسم می بخشید. غزل، نثر، ضرب المثل، استدلال و عقلانیت بابلی ها فراتر از مشاهده تجربی توسعه یافته بود. [ ۱]
این احتمال وجود دارد که فلسفه بابلی بر فلسفه یونان و بعداً فلسفه هلنیستی تأثیر گذاشته باشد، اما شواهد مکتوب دال بر این موضوع موجود نیست. متنی بابلی و بدون تاریخ به نام گفتگوی بدبینی دارای شباهت هایی با اندیشه اگنوستیک سوفسطاییان، آموزه هراکلیتی در مورد تضادها، و گفتگوهای افلاطون، و همچنین پیش درآمدی برای روش سقراطی سقراط و افلاطون است. [ ۲] گفته می شود که تالس فیلسوف اهل ملط نیز در بین النهرین به تحصیل فلسفه پرداخته است.
فلسفه مصر با توسعه کیهان شناسی باستانی آغاز شد. تا ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد، فیلسوفان چهار عنصر را تشکیل دهنده جهان معرفی می کردند: باد، خاک، آتش و آب. این عناصر، اساس تحقیقات آن ها از آسمان و زمین را تشکیل داد. سنت کل گرایی که از این پیشرفت باستانی پدید آمد، این پرسش هستی شناختی را مطرح کرد: «وجود چیست؟»[ ۳] متفکران مصری با روح و ماده ارتباط برقرار کردند تا انسان از حیوانات و حتی خدایان جدا نشود. به همین دلیل، کاهنان به عنوان فیلسوف، ستاره شناس، معمار و شفادهنده نیز فعالیت می کردند.
برخی محققان اعتقاد دارند که فلسفه مصر باستان بر فلسفه یونان باستان تأثیر گذاشته است. فیلسوفان یونانی مانند افلاطون و فیثاغورس، یا به زیارت مصر رفته، یا در آن جا آموزش می دیدند. به ویژه فیثاغورس، که یک مکتب فلسفی را بر اساس فلسفه مصر باستان بنا نهاد و بیش از دو دهه را در مصر آموزش دید. فلسفه او ریشه در مابعدالطبیعه مصری دارد که آسمان ها و زمین را در وحدتی فراگیر دربر گرفته است.
به فلسفه ایران باستان نیز مراجعه کنید
دین زرتشت دینی توحیدی است که از ایران سرچشمه گرفته است. این دین ماهیتی دوگانه دارد ( اهورامزدا و اهریمن ) ؛ با شش موجود مهم الهی به نامامیشاسپندان. [ ۴] در دین زرتشتی مدرن از آن شش موجود به عنوان جنبه ها یا نشأت های اهورامزدا ( حق تعالی ) تعبیر می شود، که با اهورامزدا گروه هفت تایی خوب و سودمند را تشکیل می دهند و با دسته دیگر از گروه هفت تایی که با اهریمن کامل می شوند، و شرور و ویرانگر هستند مخالفند. همین تضاد مداوم بین خیر و شر است که دین زرتشت را از چارچوب های توحیدی متمایز می کند. زرتشتیان با الزام پیروان خود به ایمان و اعتقاد به قدرت های متضاد، خود را دین دوگانه می داند.

wiki: فلسفه خاورمیانه