فلسفه بومی آمریکا. فلسفه بومی آمریکا ( انگلیسی: Indigenous American philosophy ) ، فلسفه مردمان بومی قاره آمریکا است. فیلسوف بومی یک فرد بومی آمریکایی است که به فلسفه می پردازد و دانش زیادی از تاریخ، فرهنگ، زبان و سنت های مردمان بومی قاره آمریکا دارد. سنت های فلسفی مختلفی در قاره آمریکا وجود دارد و از دوران پیشاکلمبی وجود داشته است.
اندیشه فلسفی بومی آمریکایی متشکل از طیف گسترده ای از باورها و سنت ها در میان فرهنگ های مختلف آمریکایی است. در میان برخی از جوامع سرخ پوست آمریکا، اعتقادی به یک اصل متافیزیکی به نام «روح بزرگ» وجود دارد ( به سیویی: wakȟáŋ tȟáŋka؛ به آلگانکی: gitche manitou ) . مفهوم دیگری که استفاده شد نیز اورندا ( قدرت معنوی ) بود. طبق نظر وایتلی ( ۱۹۹۸ ) ، برای بومیان آمریکا، «ذهن از طریق تجربه متعالی ( رؤیاها ) و همچنین با عقل آگاه می شود. »[ ۱] شیوه های دست رسی به این تجربیات متعالی، شمنیسم نامیده می شوند. یکی دیگر از ویژگی های جهان بینی های بومی آمریکا، گسترش اخلاق آن ها به حیوانات و گیاهان غیرانسانی بود. [ ۱] [ ۲]
در آمریکای شمالی، گروه های بومی اغلب فاقد تاریخ های مکتوب پیش از استعمار هستند. برخی ازسنت های شفاهی از استعمار جان سالم به در بردند. نماد مشترک این گروه ها شش جهت بود. بسیاری جهت های شرق، غرب، شمال، جنوب، بالا و پایین را برای درک خود از جهان، مقدس می دانستند. برخی بر این باورند که این نماد در میان گروه های بومی که آن را به اشتراک می گذارند، حس مکان را تقویت می کند. [ ۳]
شاید بهترین سنت فلسفی مستند دوران پیشاکلمبی و اوایل دوران استعمار مربوط به آزتک ها باشد، مردمی با زبان ناواتل که قبل از فتح توسط اسپانیایی ها، امپراتوری بزرگ و پیچیده ای را در مرکز مکزیک تأسیس کردند. تفکر و فلسفه میان آمریکایی به دلیل استفاده از استعاره برای توضیح مفاهیم انتزاعی قابل توجه است.
تمدن اینکاها دارای یک طبقه نخبه از فیلسوفان و دانشمندان به نام آماوتاکونا یا آموتاس بود که در سیستم آموزشی اینکاها معلمان فلسفه، الهیات، نجوم، شعر، حقوق، موسیقی، اخلاق و تاریخ بودند. [ ۴] [ ۵] اشراف جوان اینکا در این رشته ها در کالج دولتی یاچا هواسی در کوسکو تحصیل کردند، و همچنین هنر کیپو را نیز آموختند. [ ۴] فلسفه اینکا معتقد بود که جهان توسط یک نیروی حیات پویا متحرک شده است ( که گاهی اوقات کاماکون یا کاماک و همچنین آپانی و آمایا نامیده می شود ) . [ ۶] این نیروی منفرد مجموعه ای از نیروهای مکمل دوگانه و در عین حال متضاد به وجود می آید. [ ۶] این «متضادهای مکمل» یانانتین و ماسینتین نامیده می شوند. آن ها به صورت قطبیت ها یا دوگانگی های مختلفی بیان می شوند ( مانند نر و ماده، تاریکی و نور، زندگی و مرگ، بالا و پایین ) که به طور متقابل به کلیت هماهنگ که جهان است ( از طریق فرایند متقابل و تبادل متقابل عینی ) کمک می کنند. [ ۷] [ ۶] جهان بینی اینکاها همچنین شامل اعتقاد به خدای خالق ( ویراکوچا ) و تناسخ بود. [ ۵]

این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاندیشه فلسفی بومی آمریکایی متشکل از طیف گسترده ای از باورها و سنت ها در میان فرهنگ های مختلف آمریکایی است. در میان برخی از جوامع سرخ پوست آمریکا، اعتقادی به یک اصل متافیزیکی به نام «روح بزرگ» وجود دارد ( به سیویی: wakȟáŋ tȟáŋka؛ به آلگانکی: gitche manitou ) . مفهوم دیگری که استفاده شد نیز اورندا ( قدرت معنوی ) بود. طبق نظر وایتلی ( ۱۹۹۸ ) ، برای بومیان آمریکا، «ذهن از طریق تجربه متعالی ( رؤیاها ) و همچنین با عقل آگاه می شود. »[ ۱] شیوه های دست رسی به این تجربیات متعالی، شمنیسم نامیده می شوند. یکی دیگر از ویژگی های جهان بینی های بومی آمریکا، گسترش اخلاق آن ها به حیوانات و گیاهان غیرانسانی بود. [ ۱] [ ۲]
در آمریکای شمالی، گروه های بومی اغلب فاقد تاریخ های مکتوب پیش از استعمار هستند. برخی ازسنت های شفاهی از استعمار جان سالم به در بردند. نماد مشترک این گروه ها شش جهت بود. بسیاری جهت های شرق، غرب، شمال، جنوب، بالا و پایین را برای درک خود از جهان، مقدس می دانستند. برخی بر این باورند که این نماد در میان گروه های بومی که آن را به اشتراک می گذارند، حس مکان را تقویت می کند. [ ۳]
شاید بهترین سنت فلسفی مستند دوران پیشاکلمبی و اوایل دوران استعمار مربوط به آزتک ها باشد، مردمی با زبان ناواتل که قبل از فتح توسط اسپانیایی ها، امپراتوری بزرگ و پیچیده ای را در مرکز مکزیک تأسیس کردند. تفکر و فلسفه میان آمریکایی به دلیل استفاده از استعاره برای توضیح مفاهیم انتزاعی قابل توجه است.
تمدن اینکاها دارای یک طبقه نخبه از فیلسوفان و دانشمندان به نام آماوتاکونا یا آموتاس بود که در سیستم آموزشی اینکاها معلمان فلسفه، الهیات، نجوم، شعر، حقوق، موسیقی، اخلاق و تاریخ بودند. [ ۴] [ ۵] اشراف جوان اینکا در این رشته ها در کالج دولتی یاچا هواسی در کوسکو تحصیل کردند، و همچنین هنر کیپو را نیز آموختند. [ ۴] فلسفه اینکا معتقد بود که جهان توسط یک نیروی حیات پویا متحرک شده است ( که گاهی اوقات کاماکون یا کاماک و همچنین آپانی و آمایا نامیده می شود ) . [ ۶] این نیروی منفرد مجموعه ای از نیروهای مکمل دوگانه و در عین حال متضاد به وجود می آید. [ ۶] این «متضادهای مکمل» یانانتین و ماسینتین نامیده می شوند. آن ها به صورت قطبیت ها یا دوگانگی های مختلفی بیان می شوند ( مانند نر و ماده، تاریکی و نور، زندگی و مرگ، بالا و پایین ) که به طور متقابل به کلیت هماهنگ که جهان است ( از طریق فرایند متقابل و تبادل متقابل عینی ) کمک می کنند. [ ۷] [ ۶] جهان بینی اینکاها همچنین شامل اعتقاد به خدای خالق ( ویراکوچا ) و تناسخ بود. [ ۵]


wiki: فلسفه بومی آمریکا