فلزات زیست جذب پذیر ( به انگلیسی: Bioresorbable metals ) فلزات یا آلیاژهایی از آن ها هستند که به صورت ایمن در داخل بدن جذب یا تخریب می شوند. مواد زیست سازگار جذب پذیر، دسته جدیدی از مواد به صورت زیستی فعال ( Bioactive ) هستند که در درمان بافت آسیب دیده کمک می کنند و سپس جذب بدن شده یا دفع می شوند. از پلیمرها و فلزات به عنوان مواد زیست جذب پذیر استفاده می شود. اولین فلزات در این دسته، آلیاژهای پایهٔ منیزیم و آهن هستند و اخیراً تحقیقاتی نیز دربارهٔ فلز روی انجام شده است. استفاده های اصلی از این فلزات، کاربرد آن ها به عنوان استنت ( Stent ) در رگ های خونی و دیگر مجراهای داخلی است. همچنین این نوع فلزات در کاربردهای ارتوپدیک و ایمپلنت های مربوط به کودکان استفاده می شود.
برخی از مشکلات درمانی مانند شکستگی ها، فقط به ایمپلنت های موقت برای درمان احتیاج دارند. این کمک موقتی می تواند توسط ایمپلنت هایی که به مرور زمان توسط بدن جذب می شوند، ارائه شود. مسئله ای که موجب تحقیقات بر روی این فلزات برای توسعه آن ها می شود، قابلیت آن ها برای ارائهٔ خصوصیات مکانیکی مانند فلزات، در هنگام جذب شدن ایمن توسط بدن است. این موضوع به خصوص در کاربردهای ارتوپدیک، جایی که جراحان نیاز به استفادهٔ از ایمپلنت موقتی ( این نوع ایمپلنت اجازه می دهد تا بافت اطراف ترمیم شود ) دارند، مهم می شود؛ این در حالی است که بیشتر فلزات زیست سازگار امروزه دائمی هستند ( مانند فولادهای زنگ نزن و تیتانیوم ) . جذب شدن فلز به این معنا است که نیازی به جراحی دوم برای خارج کردن ایمپلنت بعد از کارکرد زیستی آن، نیست و بنابراین هم در هزینه ها و هم در زمان صرفه جویی می شود. به علاوه، مواد حاصل از خوردگی در فلزات زیست سازگار کنونی، ( این فلزات در بدن مقداری دچار خوردگی می شوند ) معمولاً زیست سازگار تصور نمی شوند.
فلزات زیست جذب پذیر دارای تعدادی کاربرد مانند ایمپلنت های قلبی - عروقی ( استنت ) و ایمپلنت های ارتوپدیک هستند. بیشترین کاربرد بالقوه ای که این مواد ارائه می دهند، استفادهٔ آن ها در مورد آخر، یعنی برای ایمپلنت های ارتوپدیک است. فلزات زیست جذب پذیر قادر هستند بارهایی که موجب تخریب پلیمرهای زیست جذب پذیر کنونی می شوند را تحمل کنند. همچنین نسبت به سرامیک های زیستی که ترد و شکننده هستند، قابلیت تغییر شکل بهتری دارند. ایمپلنتی که به خوبی طراحی شده باشد، می تواند تکیه گاه مکانیکی لازم ( با استفاده از استحکام بخشی از طریق آلیاژسازی و فلزکاری ) برای مناطق مختلف بدن را ارائه دهد و بنابراین بار در طول زمان به بافتی که ایمپلنت را احاطه کرده انتقال پیدا می کند و باعث درمان بافت و کم کردن اثر کاهش چگالی استخوان ( stress shielding ) می شود.

این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفبرخی از مشکلات درمانی مانند شکستگی ها، فقط به ایمپلنت های موقت برای درمان احتیاج دارند. این کمک موقتی می تواند توسط ایمپلنت هایی که به مرور زمان توسط بدن جذب می شوند، ارائه شود. مسئله ای که موجب تحقیقات بر روی این فلزات برای توسعه آن ها می شود، قابلیت آن ها برای ارائهٔ خصوصیات مکانیکی مانند فلزات، در هنگام جذب شدن ایمن توسط بدن است. این موضوع به خصوص در کاربردهای ارتوپدیک، جایی که جراحان نیاز به استفادهٔ از ایمپلنت موقتی ( این نوع ایمپلنت اجازه می دهد تا بافت اطراف ترمیم شود ) دارند، مهم می شود؛ این در حالی است که بیشتر فلزات زیست سازگار امروزه دائمی هستند ( مانند فولادهای زنگ نزن و تیتانیوم ) . جذب شدن فلز به این معنا است که نیازی به جراحی دوم برای خارج کردن ایمپلنت بعد از کارکرد زیستی آن، نیست و بنابراین هم در هزینه ها و هم در زمان صرفه جویی می شود. به علاوه، مواد حاصل از خوردگی در فلزات زیست سازگار کنونی، ( این فلزات در بدن مقداری دچار خوردگی می شوند ) معمولاً زیست سازگار تصور نمی شوند.
فلزات زیست جذب پذیر دارای تعدادی کاربرد مانند ایمپلنت های قلبی - عروقی ( استنت ) و ایمپلنت های ارتوپدیک هستند. بیشترین کاربرد بالقوه ای که این مواد ارائه می دهند، استفادهٔ آن ها در مورد آخر، یعنی برای ایمپلنت های ارتوپدیک است. فلزات زیست جذب پذیر قادر هستند بارهایی که موجب تخریب پلیمرهای زیست جذب پذیر کنونی می شوند را تحمل کنند. همچنین نسبت به سرامیک های زیستی که ترد و شکننده هستند، قابلیت تغییر شکل بهتری دارند. ایمپلنتی که به خوبی طراحی شده باشد، می تواند تکیه گاه مکانیکی لازم ( با استفاده از استحکام بخشی از طریق آلیاژسازی و فلزکاری ) برای مناطق مختلف بدن را ارائه دهد و بنابراین بار در طول زمان به بافتی که ایمپلنت را احاطه کرده انتقال پیدا می کند و باعث درمان بافت و کم کردن اثر کاهش چگالی استخوان ( stress shielding ) می شود.


wiki: فلزات زیست جذب پذیر