فشاری

/feSAri/

معنی انگلیسی:
pressed

لغت نامه دهخدا

فشاری. [ ف ِ ] ( ص نسبی ) در اصطلاح بنایان ، نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت به کار نمی رود و در زیرساز بناها مورد استعمال دارد.

فرهنگ فارسی

در اصطلاح بنایان نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت بکار نمی رود و در زیر ساز بناها مورد استعمال است .

مترادف ها

compressive (صفت)
فشرده، فشاری، هم فشارنده، مایه تراکم

pressing (صفت)
مصر، فشاری، مبرم، فشاراور، عاجل

پیشنهاد کاربران

فشاری ؛ شیر آب
حکمت استفاده از این کلمه در فرهنگ غنی ایران برای شیر آب که در گویش های محلی رایج می باشد از جهت این می باشد که آب راکد نیست بلکه آب در لوله دارای فشار برای ایجاد جریان می باشد.
به راستی کدام حکیمی یک چنین کلمات منطبق با شرایط خودش را در فرهنگ ما جانمایی کرده است ؟
...
[مشاهده متن کامل]

جانمایی کلمات و رایج کردن کلمات در فرهنگ زبان پارسی حتی در به روزترین صنایع و علوم قابل مشاهده است مانند دینام در صنعت خودرو مانند توربین در صنعت تولید انرژی مانند فاز و نول در صنعت برق و فراوان از این دست کلمات حکیمانه که مطمئنا به صورت اتفاقی رایج نشده بلکه رد پای یک حکیم بسیار همه فن حریف و گمنام در همه زمان ها قابل مشاهده است.

به کسی که زود از کوره در می رود می گویند. معمولا این شخص سطح کمی هم دارد و فشار را نمی تواند پخش کند.
Triggered = فشاری