فریسه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ - مونث فریس ۲ - جانوری که حیوانی درنده آن را صید کرده از هم دریده باشد .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
شکار و طعمه|
" اذا کانت الفریسة حاضرة تحاورنا و تداورنا ولا تقع حتی تقع معها. . . "
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص50
" اذا کانت الفریسة حاضرة تحاورنا و تداورنا ولا تقع حتی تقع معها. . . "
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص50