فروه

فرهنگ فارسی

کندی ابن ابی المغرائ مکنی به ابوالقاسم تابعی است .

پیشنهاد کاربران

فروة [ farvat ]
[اسم‏][عربی‏]پوستین و هی اخص من الفرو. [جمع‏]فراه. و پوست سر. و زمین ویران بى گیاه. و پاره اى از گیاه خشک فراهم کرده. و جبۀ برچیده آستین. و نیمۀ گلیم که از پشم شتر ساخته باشند. و کیسه و یا انبانى که سائل در آن صدقه نهد. و کلاه. و چارقد و معجر زنان. و توانگرى و ثروت. ج. نیز:فراه. ( فرهنگ نفیسی
...
[مشاهده متن کامل]

, ج4 , ص2551 )

به معنی جیبی که از پوست حیواناتی همچون سمور و روباه و خرگوش ساخته شده باشد ( ده خدا ) چ
من شنیدم به معنی زن زیبا روی عاقله نیک سیرت میباشد
اما همه گوش خوردیت و به معنی جیبی که از پوست حیوانات مانند خرگوش و روباه و سمور درست شده باشد ( سخن ده خدا )
من چند تا معنی شنیدم. غنی، ثروت . و همین طور می گویند مونث فروهر هست به معنای شادابی .
فروه به معنای قدرت عزت و غرور
1 - پوستینی که از پوست بعضی از حیوانات مانند خرگوش و سمور به عمل می آید .
2 - پوست سر با موی آن ( فرق سر )
3 - مقنعه زن .
4 - تاج .
5 - گلیمی که از پشم شتر باشد .
6 - توانگری و ثروت .
...
[مشاهده متن کامل]

7 - انبانی که سائل صدقات را در داخل آن می ریزد .
8 - زمین بی آب و علف .
9 - یک بسته علف خشک و. . . . ( ر. ک: واژه نامه های: المنجد و اقرب الموارد )

ثروت قدرت غرور عزت
شنیدم معنای اسم فروه شادابی فروهر و تن سالم است
میگن مشتق از فروهر هست
فروه
من شنیدم فروه معنی لطافت و ثروت میده.
یه جایی هم گفتند لباسی از پوست یا موی شتر
نمیدونم کدومش درست است؟
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)