فرعون وار.[ ف ِ ع َ / عُو ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) آنکه زور گوید و سرکشی کند یا خود را خداوند جهان خواند : فرعون وار لاف اناالحق همی زنی وآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست.
سعدی.
فرهنگ فارسی
آن که زور گوید و سرکشی کند یا خود را خداوند جهان خواند .
پیشنهاد کاربران
فرعون واژه ای عربی و برگرفته از واژه قبطی � prˁō� به معنای دربار، دودمان پادشاهی می باشد . این واژه با ریخت �paraˁōn� در زبان سریانی و آرامی آمده است .
فرعون وار : مانند فرعون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 409 ) .