فردریک داگلاس ( انگلیسی: Frederick Douglass؛ ح. فوریه ۱۸۱۸ – ۲۰ فوریه ۱۸۹۵ ) یک روزنامه نگار، دیپلمات و نویسنده اهل ایالات متحده آمریکا بود. فردریک داگلاس یکی از رهبران بزرگ ضد برده داری در آمریکا بود.
... [مشاهده متن کامل]
در سال ۱۸۱۸ در ایالت مریلند ایالات متحده آمریکا به دنیا آمد. وی در زمان تولدش یک برده بود. او صاحبان زیادی داشت. همسر یکی از صاحبانش به او اجازه داد تا درس بخواند؛ ولی وقتی صاحبش این را فهمید او را از درس خواندن بازداشت. او در این زمان اولین بار به آزادی فکر کرد.
داگلاس دورگه بود. از پدری آمریکایی ( در ژن او اثراتی از ژن اروپایی نیز به چشم می خورد ) و مادری آفریقایی زاده شده بود. همان طور که تاریخ نویس دیوید دبلیو. بلایت در کتاب زندگینامه داگلاس چاپ ۲۰۱۸ نشان می دهد، بدون شک پدر او سفیدپوست بوده است. و او می گوید که مادرش هریت بیلی نام او را هم نام با نام پدربزرگش انتخاب کرده است. فردریک سالها پس از فرار به سمت شمال، نام میانی و نام خانوادگی خود را کنار گذاشت و نام خانوادگی داگلاس را برای خود برگزید.
او یک بار تلاش کرد از دست صاحبش کلنل لیولد فرار کند ولی موفق نشد. در سال ۱۸۳۶ دوباره به فکر فرار افتاد ولی باز هم نتوانست. در آخر در ۳ سپتامبر ۱۸۳۸ موفق شد از دست صاحبش بگریزد او از طریق راه آهن گریخت و به نیویورک رفت.
در سوم سپتامبر ۱۸۳۸ داگلاس توسط قطار فیلادلفیا که در ویلمینگتون و بالتیمور تتازه تأسیس بود و به سمت شهرهای شمالی میزرفت، دست به فرار زد. ( P. W. & B. ) منطقه ای که او در آن سوار قطار شد، شرق ایستگاه قطاری بود که فاصله کمی با منطقه پیشرفته لنگرگاهی شرقی و ایتالیای کوچک بود. آن منطقه بین پرزیدنت و خیابان فلیت در شرق «باسین» در لنگرگاه بالتیمور در شمال غربی رودخانه پاتاپسکو بود که در سالهای ۱۸۴۹–۱۵۰ ساخته شده بود. ( آنجا جایی بود که بسیاری از بردگان توسط خطوط قطار زیرزمینی در طول جنگ داخلی، با استفاده از قطار، دست به فرار زدند )
او یک بار در یک جلسهٔ ضد برده داری شرکت کرد و در آن جلسه سخنرانی کرد. از آنجایی که سخنران بسیار خوبی بود همه از سخنان او خوششان آمد. به زودی به جلسه های دیگر ضد برده داری هم دعوت شد. او به یک سخنران خوب تبدیل شد و به شهرهای دیگر می رفت و برای مردم آنجا سخنرانی می کرد. در بسیاری از شهرها بعضی از مردم خشمگین که نمی خواستند برده داری تمام شود به او اعتراض می کردند ولی هر روز محبوبیت او بیشتر می شد.


... [مشاهده متن کامل]
در سال ۱۸۱۸ در ایالت مریلند ایالات متحده آمریکا به دنیا آمد. وی در زمان تولدش یک برده بود. او صاحبان زیادی داشت. همسر یکی از صاحبانش به او اجازه داد تا درس بخواند؛ ولی وقتی صاحبش این را فهمید او را از درس خواندن بازداشت. او در این زمان اولین بار به آزادی فکر کرد.
داگلاس دورگه بود. از پدری آمریکایی ( در ژن او اثراتی از ژن اروپایی نیز به چشم می خورد ) و مادری آفریقایی زاده شده بود. همان طور که تاریخ نویس دیوید دبلیو. بلایت در کتاب زندگینامه داگلاس چاپ ۲۰۱۸ نشان می دهد، بدون شک پدر او سفیدپوست بوده است. و او می گوید که مادرش هریت بیلی نام او را هم نام با نام پدربزرگش انتخاب کرده است. فردریک سالها پس از فرار به سمت شمال، نام میانی و نام خانوادگی خود را کنار گذاشت و نام خانوادگی داگلاس را برای خود برگزید.
او یک بار تلاش کرد از دست صاحبش کلنل لیولد فرار کند ولی موفق نشد. در سال ۱۸۳۶ دوباره به فکر فرار افتاد ولی باز هم نتوانست. در آخر در ۳ سپتامبر ۱۸۳۸ موفق شد از دست صاحبش بگریزد او از طریق راه آهن گریخت و به نیویورک رفت.
در سوم سپتامبر ۱۸۳۸ داگلاس توسط قطار فیلادلفیا که در ویلمینگتون و بالتیمور تتازه تأسیس بود و به سمت شهرهای شمالی میزرفت، دست به فرار زد. ( P. W. & B. ) منطقه ای که او در آن سوار قطار شد، شرق ایستگاه قطاری بود که فاصله کمی با منطقه پیشرفته لنگرگاهی شرقی و ایتالیای کوچک بود. آن منطقه بین پرزیدنت و خیابان فلیت در شرق «باسین» در لنگرگاه بالتیمور در شمال غربی رودخانه پاتاپسکو بود که در سالهای ۱۸۴۹–۱۵۰ ساخته شده بود. ( آنجا جایی بود که بسیاری از بردگان توسط خطوط قطار زیرزمینی در طول جنگ داخلی، با استفاده از قطار، دست به فرار زدند )
او یک بار در یک جلسهٔ ضد برده داری شرکت کرد و در آن جلسه سخنرانی کرد. از آنجایی که سخنران بسیار خوبی بود همه از سخنان او خوششان آمد. به زودی به جلسه های دیگر ضد برده داری هم دعوت شد. او به یک سخنران خوب تبدیل شد و به شهرهای دیگر می رفت و برای مردم آنجا سخنرانی می کرد. در بسیاری از شهرها بعضی از مردم خشمگین که نمی خواستند برده داری تمام شود به او اعتراض می کردند ولی هر روز محبوبیت او بیشتر می شد.

