فجوه
لغت نامه دهخدا
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی فَجْوَةٍ: محل وسیع - ساحت و درگاه
ریشه کلمه:
فجو (۱ بار)
جای وسیع. «الساحة الواسعة» . چون آفتاب غروب میکرد به جانب چپ آنها میگذشت و آنها در جای وسیع از غار بودند. این کلمه یکبار بیشتر در قرآن نیامده است.
ریشه کلمه:
فجو (۱ بار)
جای وسیع. «الساحة الواسعة» . چون آفتاب غروب میکرد به جانب چپ آنها میگذشت و آنها در جای وسیع از غار بودند. این کلمه یکبار بیشتر در قرآن نیامده است.
wikialkb: فَجْوَة
پیشنهاد کاربران
لفرجة بین الشیئین �� ساحة الدار �� ما اتسع من الارض ( المنجد فی اللغة
, ص570 )
ما اتَّسع من الأرض �� المُتَّسَع بین الشیئین ( لسان اللسان
, ج2 , ص300 )
مُتَّسَعٌ من الأرْضِ ( المحیط فی اللغة
... [مشاهده متن کامل]
, ج7 , ص195 )
متسع فی الأرض و غیرها ( العین
, ج6 , ص190 )
زمین فراخ و گسترده. �� حیاط خانه �� فراخى میان دو چیز ( فرهنگ ابجدی
, ص655 )
, ص570 )
ما اتَّسع من الأرض �� المُتَّسَع بین الشیئین ( لسان اللسان
, ج2 , ص300 )
مُتَّسَعٌ من الأرْضِ ( المحیط فی اللغة
... [مشاهده متن کامل]
, ج7 , ص195 )
متسع فی الأرض و غیرها ( العین
, ج6 , ص190 )
زمین فراخ و گسترده. �� حیاط خانه �� فراخى میان دو چیز ( فرهنگ ابجدی
, ص655 )
"و رأت من فجوة السطح ذالک الدق و الهبد فی راس رجل . . . "
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص91
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص91