فتا

/fatA/

مترادف فتا: برنا، جوان، شاب، آزاده، جوانمرد، راد

فرهنگ فارسی

۱ - جوان شدن ۲ - جوانمردی نمودن ۳ - ( اسم ) جوانی ۴ - جوانمردی .

فرهنگ معین

(فَ ) [ ع . فتاء ] ۱ - (مص ل . )جوان شدن . ۲ - کَرَم کردن . ۳ - (اِمص . ) جوانی . ۴ - کَرَم ، جوانمردی .

پیشنهاد کاربران

فتی: به مرد خام و ناآگاه، گفته می شود.
این سخن هم ناقص است و اَبترست آن سخن که نیست ناقص آن سَرست
گر بگوید زان، بلغزد پای تو ور نگوید هیچ از آن، ای وای تو
ور بگوید در مثال صورتی بر همان صورت بچَفسی، ای فتی
مولانا
1. فَتا در پلیس فتا، مخفف فضای تولید و تبادل اطلاعات می باشد.
2. فت ها=fats=چاق ها.