فاکر

لغت نامه دهخدا

فاکر. [ ک ِ ] ( ع ص ) اندیشه کننده در کاری. ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

اندیشه کننده در کاری

پیشنهاد کاربران

فاکر یا همونFackerیعنی هرزه/ج*ن. ده کلمه ی خوبی نیست و توهین خیلی بدیه بهتره به هیچ وجه استفاده نشه
خانم عزیز فاکر یعنی فکر بر وزن فاعل اونی که شما میگی Fucker یه زبان دیگه ست چرا قاطی میکنی عربی راهنمایی هم اگر خونده بودی متوجه میشدی
سپوخنده
پر اندیشه
بسیار فکر کننده