فاتر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت ) سست زبون . یا آب ( مائ ) فاتر . آب نیمگرم . یا خاطر فاتر . هوش کند و کم ادارک .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. نیم گرم، ولرم.
پیشنهاد کاربران
نبم باز ، خواب آلود|
یرمق ما یجری بعیون فاتارة
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص١٣
یرمق ما یجری بعیون فاتارة
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص١٣
بی حال