فاء

لغت نامه دهخدا

فاء. ( ع اِ ) نام حرف بیستم از الفبای ابتثی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به «ف » شود.

پیشنهاد کاربران

فاء= قرار
اراده ی آزاد
بین دو دندان بالا به تکانه وصل است، در دهان جای گرفته و از فرق سر ناشی می گیرد.
از ناظم الاطباء و عقرب الانتهاء