غینف

لغت نامه دهخدا

غینف. [ غ َ ن َ ] ( ع اِ ) جای جوشش آب چشمه و چاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). منبع آب در چاهها و چشمه ها.( از اقرب الموارد ). || بحر ذوغینف ؛ دریای باغینف ( منتهی الارب )؛ یعنی دریایی که دارای ماده و منبع است. بحر ذوغینف ؛ ای ذومادة. ( اقرب الموارد ).

پیشنهاد کاربران

غینف. [ غ َ ن َ ] ( ع اِ ) جای جوشش آب چشمه و چاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . منبع آب در چاهها و چشمه ها. ( از اقرب الموارد ) . || بحر ذوغینف ؛ دریای باغینف ( منتهی الارب ) ؛ یعنی دریایی که دارای ماده و منبع است. بحر ذوغینف ؛ ای ذومادة. ( اقرب الموارد ) .
منبع. لغت نامه دهخدا