غیب الغیوب

فرهنگ فارسی

( اسم ) مرتبه احدیث .غیب الغیب .

فرهنگ عمید

= غیب الغیب: عارفانه آمدم در غیب از غیب الغیوب / جمع و تفصیل وجود خویش آسان یافتم (شاه نعمت الله ولی: ۶۶۷ ).

پیشنهاد کاربران

غیوب جمع غیب است و غیب ال غیوب به معنای غیبِ غیب ها یعنی ژرف ترین لایه ها یا سطوح عالم غیب . اَل در زبان عربی هم حرف تعریف و تعَیُن است ( مانند the ) در زبان انگلیسی و هم نقش علامت کسره را بازی میکند.
...
[مشاهده متن کامل]

برای سهولت در درک این موضوع، شاید مفید، ثمربخش و راهگشا باشد بدانیم که انسان در طول تاریخ پیدایش خود روی کره زمین تاکنون و یا به بیانی دیگر از دوران مهد کودک تاریخ اندیشه یا فکر، خیال، تصور و توَهم تا به امروز نتوانسته است بین دو نوع خدای زیر فرق و تمیز قائل شود:
الف - خدای حقیقی و واقعی یعنی اول، وسط، آخر، درون و بیرون همه چیز و همه کس یا بطور عام تر یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور جامع تر و کلی تر یعنی محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، موازی و بیشمار که هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه شهودی و چه غیبی غیر از او، آن، این، آنها و اینها، هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه عینی و چه غیبی نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد. خدای حقیقی و واقعی در لحظه ی جاودانه ی حال دارای دو حالت میباشد، یکی کلی و بیکران که بطور پیوسته و تجزیه ناپذیر در همه جا موجود است و خارج از تیررس برد شعاع حواس پنجگانه ی ما انسان ها ( با و بدون میکروسکوپ و تلسکوپ ) قرار دارد و غیر قابل تجربه میباشد و در این حالت برای ما انسان ها چه دانا و چه نادان، چه کامل و چه ناکامل جاودانه غیر قابل شناخت باقی خواهد ماند. و دیگری در قالب جزئیات فراوان و گوناگون زنده ی نباتی و حیوانی و انسانی و غیر زنده. این نوع خدا در این حالت فقط و فقط به روش علمی و به تدریج بسوی آینده و نسل به نسل بطور کامل قابل شناخت میباشد.
ب - خدای لفظی، کلمه ای، واژه ای، مقوله ای و مفهومی با نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط انسان از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد به این معنا که از هیچ نوع موجودیت دیگری چه شهودی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود. این نوع خدا ساخته ی فهم و عقل و اندیشه یا فکر و خیال و تصور خود انسان میباشد.
خدای حقیقی و واقعی به خود و در خود و برای خود، امر بشو را صادر نموده و نه به چیز دیگری و نه در بیرون یا خارج از خود و نه برای کس یا چیز دیگری. آن فعل یا عمل شدن که اثر امر اولیه ی بشو میباشد، یک مفهوم تمام شده نیست بلکه در کلیه ی جهات مکانی و بیمکانی بسوی بیکرانی و بیشماری و در طول زمان و بیزمانی بسوی آینده ی بی پایان، جاودانه ساری و جاری خواهد بود و هرگز و هیچگاه پایان نخواهد یافت، یعنی تقسیم بینهایت حقیقی و واقعی به واحد های مطلقا مساوی و بیشمار ( گیتی ها، کیهان ها و یا جهان ها ) .
از این به بعد و بسوی آینده میتوان ( مشروط بر اینکه خواست ) خدای نوع اول را علمی و یا خدا از دیدگاه علم نامید ( به ویژه علوم طبیعی و تجربی و ریاضیات محض و کاربردی ) و خدای نوع دوم را اسطوره، افسانه ای، حماسه ای، ایلیاتی، طایفه ای، قبیله ای، قومی، ملی، ملیتی، امتی، آئینی، دینی، مذهبی، فرقه ای، ایدئولوژیکی، نبوتی، امامتی، ولایتی، فقاهتی، آیتی، حدیثی، روایتی، کلامی، تفسیری، حکمتی، فلسفی، عرفانی و آتئیستی.
انسان به کمک محتوای کتب به اصطلاح آسمانی - وحیانی و مقدس آئینی و دینی و بطور کلی به کمک کلیه ی معارف وحیانی و حدیثی و روائی، هرگز و هیچگاه نمیتواند ذره ای ناچیز از هستی یا وجود، ماهیت و ذات مطلق و بیکران خدای حقیقی و واقعی را در حالت جزئیات بشناسد، چه رسد در حالت کلی و بیکرانی و غیب الغیوب که جاودانه غیر قابل شناخت خواهد بود.
یک نکته ی بسیار مهم در مورد عوالم یا دنیاهای غیبی و شهودی ( متافیزیکی و فیزیکی ) این است که هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل بابا آدم و ننه حوای حضرات موسا یا ایسا و محمّد، ملقب به ابوالبشر و اُم البشر نبوده و نیستیم.
بخش وسیع غیبی، برزخی یا متافیزیکی در محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی و موازی و بیشمار دقیقا شش برابر بخش عینی، واقعی یا فیزیکی میباشد به اضافه ی بخش متافیزیکی همین دنیای فیزیکی به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست که بخود آن تعلق دارد و نه به شش دنیای متافیزیکی به شکل شش آسمان و شش زمین دیگر و هرآنچه که بین آنهاست.