چوز ربا / چوزا. ( اِ ) پرنده ای است که آن را غلیواج گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء
خردر. [ خ َ دَ ] ( اِ ) غلیواج را گویند که زغن باشد. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )
به بومش چنان تاخت شاهین بیم
که سیمرغ قدرش غلیواج شد
چنان باز ادبارش بر باشه راند
که طاوس اقبالش دراج شد
صفایی جندقی
ذقن:
نه غلیواج تو را صید تذرو آرد و کبگ
نه سپیدار تو را بار بهی آرد و سیب
( ناصر )
زغن
غلیواج و ویش vish - پرنده
در فارسی زیر نام ویش ( لغت نامه دهخدا ) - واژه های غلیواج و موش گیر و زغن امده است.
ریشه هندواروپائی ویش اوی awi یا پرنده، در فارسی باستان avifauna ودر اوستا ویش vish. و سانسکریت وی vih هردو بمعنی پرنده و در لاتین اویس avis. که در بونانی ایتوس aietos که معنی عقاب است.
... [مشاهده متن کامل]
غلیواج یا زغن از دسته پرندگان شکاری Milvus migrans و و بازها و نوع رنگ سیاه ان در اصطلاح بخاطر شکلی که در پرواز میگیرد به بادبادک سیاه معروف است black kite در انگلیسی از واژه ویش avian aviation ٫ osprey ٫ egg ، ovulation یا تخمک گذاری امده است.
متاسفانه در لغت نامه های فارسی باشتباه نقل فول از برهان قاطع گفته شده که غلیواچ پرنده ایست که نصف سال نر و نصف دیگر ماده است که در شعر مسعود سعد سلمان � زبی حمییتی ایدوست چو غلیواجم - نه ماده خود را دانم اکنون همی و ن نر� ولی غلیواج یا Milvus migrans دارای جفت نر وماده میباشد و در موقع تخم گذاری فقط ماده روی تخم مینشیند.