غلغلکی

/qelqelaki/

معنی انگلیسی:
ticklish

لغت نامه دهخدا

غلغلکی. [ غ ِ غ ِ ل َ ] ( ص نسبی ) آنکه چون غلغلکش دهند بخندد.آنکه غلغلک در وی اثر کند. رجوع به غِلغِلَک شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه چون غلغلکش دهند به خنده افتد .

فرهنگ معین

( ~ . ) (ص نسب . ) کسی که در برابر غلغلک حساس باشد و زود به خنده بیفتد.

مترادف ها

ticklish (صفت)
حساس، غلغلکی

فارسی به عربی

حساس

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس غلط ننویسیم
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی غلغلکی از ریشه ی واژه ی غلغلک فارسی هست خود واژه ی غلغلک از ریشه ی واژه ی غله فارسی هست خود واژه ی قله از ریشه ی واژه ی کله فارسی هست.
...
[مشاهده متن کامل]

لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

غلغلکیغلغلکیغلغلکیغلغلکیغلغلکیغلغلکی
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515