غات
لغت نامه دهخدا
غات. ( اِخ ) سلسله ای از کوههای هند که اوائل دشت دکن را در ساحل بحر عمان ( غات غربی ) و در ساحل خلیج بنگاله ( غات شرقی ) را تشکیل میدهد.
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
* غات شدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] در بازی نرد، گریختن و جفت شدن مهرۀ تک به مهرۀ دیگر، یعنی مهرۀ تک را که احتمال کشته شدن آن می رود به مهرۀ دیگر جفت کردن.
دانشنامه عمومی
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس لغت نامه دهخدا
واژه ی غات از ریشه ی واژه ی گات فارسی هست.
واژه گات. ( اِ ) در زبان پهلوی از اوستائی گاثا به معنی سرود و مخصوصاً سرود دینی. رجوع به گاتها شود.
گات. غات. رجوع به غات شود.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
سرودهای آسمانی زردشت را گاتها گویند و آن نخستین منظومه ایرانیست که از روزگار کهن بجای مانده . کهنترین و مقدسترین قسمت اوستا گاتها میباشد که در میان یسنا جای داده شده است . در خود اوستا گاثا و در پهلوی گاس آمده و جمع آن گاسان میباشد و گاسانیک ترکیب صفتی آنست یعنی مربوط به گاتها. در پهلوی نیز بنحو اخص هر فرد از اشعار گاتها را ( گاس ) گویند . در سنسکریت هم این کلمه گاثا میباشد . در کتب دینی بسیار کهن برهمنی و بودایی گاثا عبارتست از قطعات منظومی که در میان نثر باشد . گاتهای اوستا نیز اصلا چنین بوده است و بمناسبت موزون بودن است که بخش مزبور گاتها ( یعنی سرود و نظم و شعر ) نامیده شده است. از زمان بسیار قدیم ایرانیان گاتها را از سخنان فرخنده خود و خشور زرتشت سپنتمان میدانستند لذا احترامی خاص برای آن قایل بودند ولی تحقیقات دانشمندان مانند میه ثابت کرده است که همه سرودهای گاتها از زرتشت نیست و از آن میان برخی پرداخته نخستین پیروان او میباشد . در اوستا عهد ساسانیان گاتها در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستون یشت جای داشت . در یسنای ۵۷ بند ۸ آمده : [ ما میستاییم فرخنده سروش را کسی که نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود . ] کلیه گاتها ۱۷ هائیتی ( فصل ) و شامل ۲۳۸ قطعه و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶٠ کلمه میباشد . این اشعار قدیمترین آثاریست که از روزگار پیشین برای ما تا امروز باقی مانده است . گاتهای اوستا شامل پنج قسمت است بمنزله پنج کتاب اسفار تورات است که یهودیان آنها را از خود موسی دانند و احترام خاصی برای آنها قایلند . نخستین گاتها اهنود دوم اشتود سوم سپنتمد چهارم و هوخشتر و پنجم وهیشتواشت نام دارد . آیین حقیقی و اصلی زرتشت را باید از گاتها جست چه بعدها بمرور تصرفاتی در آن کردند و بخصوص آیین زردشتی دوره ساسانی از مبدا خود
منبع. فرهنگ معین
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



واژه ی غات از ریشه ی واژه ی گات فارسی هست.
واژه گات. ( اِ ) در زبان پهلوی از اوستائی گاثا به معنی سرود و مخصوصاً سرود دینی. رجوع به گاتها شود.
گات. غات. رجوع به غات شود.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
سرودهای آسمانی زردشت را گاتها گویند و آن نخستین منظومه ایرانیست که از روزگار کهن بجای مانده . کهنترین و مقدسترین قسمت اوستا گاتها میباشد که در میان یسنا جای داده شده است . در خود اوستا گاثا و در پهلوی گاس آمده و جمع آن گاسان میباشد و گاسانیک ترکیب صفتی آنست یعنی مربوط به گاتها. در پهلوی نیز بنحو اخص هر فرد از اشعار گاتها را ( گاس ) گویند . در سنسکریت هم این کلمه گاثا میباشد . در کتب دینی بسیار کهن برهمنی و بودایی گاثا عبارتست از قطعات منظومی که در میان نثر باشد . گاتهای اوستا نیز اصلا چنین بوده است و بمناسبت موزون بودن است که بخش مزبور گاتها ( یعنی سرود و نظم و شعر ) نامیده شده است. از زمان بسیار قدیم ایرانیان گاتها را از سخنان فرخنده خود و خشور زرتشت سپنتمان میدانستند لذا احترامی خاص برای آن قایل بودند ولی تحقیقات دانشمندان مانند میه ثابت کرده است که همه سرودهای گاتها از زرتشت نیست و از آن میان برخی پرداخته نخستین پیروان او میباشد . در اوستا عهد ساسانیان گاتها در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستون یشت جای داشت . در یسنای ۵۷ بند ۸ آمده : [ ما میستاییم فرخنده سروش را کسی که نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود . ] کلیه گاتها ۱۷ هائیتی ( فصل ) و شامل ۲۳۸ قطعه و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶٠ کلمه میباشد . این اشعار قدیمترین آثاریست که از روزگار پیشین برای ما تا امروز باقی مانده است . گاتهای اوستا شامل پنج قسمت است بمنزله پنج کتاب اسفار تورات است که یهودیان آنها را از خود موسی دانند و احترام خاصی برای آنها قایلند . نخستین گاتها اهنود دوم اشتود سوم سپنتمد چهارم و هوخشتر و پنجم وهیشتواشت نام دارد . آیین حقیقی و اصلی زرتشت را باید از گاتها جست چه بعدها بمرور تصرفاتی در آن کردند و بخصوص آیین زردشتی دوره ساسانی از مبدا خود
منبع. فرهنگ معین
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




