غات
لغت نامه دهخدا
غات. ( اِخ ) سلسله ای از کوههای هند که اوائل دشت دکن را در ساحل بحر عمان ( غات غربی ) و در ساحل خلیج بنگاله ( غات شرقی ) را تشکیل میدهد.
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
* غات شدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] در بازی نرد، گریختن و جفت شدن مهرۀ تک به مهرۀ دیگر، یعنی مهرۀ تک را که احتمال کشته شدن آن می رود به مهرۀ دیگر جفت کردن.
دانشنامه عمومی
غات ( به عربی: غات ) یک شهر در لیبی است که در فزان واقع شده است. [ ۳]
غات ۲۲٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد و ۶۶۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفغات ۲۲٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد و ۶۶۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.


wiki: غات
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس لغت نامه دهخدا
واژه ی غات از ریشه ی واژه ی گات فارسی هست.
واژه گات. ( اِ ) در زبان پهلوی از اوستائی گاثا به معنی سرود و مخصوصاً سرود دینی. رجوع به گاتها شود.
گات. غات. رجوع به غات شود.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
سرودهای آسمانی زردشت را گاتها گویند و آن نخستین منظومه ایرانیست که از روزگار کهن بجای مانده . کهنترین و مقدسترین قسمت اوستا گاتها میباشد که در میان یسنا جای داده شده است . در خود اوستا گاثا و در پهلوی گاس آمده و جمع آن گاسان میباشد و گاسانیک ترکیب صفتی آنست یعنی مربوط به گاتها. در پهلوی نیز بنحو اخص هر فرد از اشعار گاتها را ( گاس ) گویند . در سنسکریت هم این کلمه گاثا میباشد . در کتب دینی بسیار کهن برهمنی و بودایی گاثا عبارتست از قطعات منظومی که در میان نثر باشد . گاتهای اوستا نیز اصلا چنین بوده است و بمناسبت موزون بودن است که بخش مزبور گاتها ( یعنی سرود و نظم و شعر ) نامیده شده است. از زمان بسیار قدیم ایرانیان گاتها را از سخنان فرخنده خود و خشور زرتشت سپنتمان میدانستند لذا احترامی خاص برای آن قایل بودند ولی تحقیقات دانشمندان مانند میه ثابت کرده است که همه سرودهای گاتها از زرتشت نیست و از آن میان برخی پرداخته نخستین پیروان او میباشد . در اوستا عهد ساسانیان گاتها در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستون یشت جای داشت . در یسنای ۵۷ بند ۸ آمده : [ ما میستاییم فرخنده سروش را کسی که نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود . ] کلیه گاتها ۱۷ هائیتی ( فصل ) و شامل ۲۳۸ قطعه و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶٠ کلمه میباشد . این اشعار قدیمترین آثاریست که از روزگار پیشین برای ما تا امروز باقی مانده است . گاتهای اوستا شامل پنج قسمت است بمنزله پنج کتاب اسفار تورات است که یهودیان آنها را از خود موسی دانند و احترام خاصی برای آنها قایلند . نخستین گاتها اهنود دوم اشتود سوم سپنتمد چهارم و هوخشتر و پنجم وهیشتواشت نام دارد . آیین حقیقی و اصلی زرتشت را باید از گاتها جست چه بعدها بمرور تصرفاتی در آن کردند و بخصوص آیین زردشتی دوره ساسانی از مبدا خود
منبع. فرهنگ معین
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



واژه ی غات از ریشه ی واژه ی گات فارسی هست.
واژه گات. ( اِ ) در زبان پهلوی از اوستائی گاثا به معنی سرود و مخصوصاً سرود دینی. رجوع به گاتها شود.
گات. غات. رجوع به غات شود.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
سرودهای آسمانی زردشت را گاتها گویند و آن نخستین منظومه ایرانیست که از روزگار کهن بجای مانده . کهنترین و مقدسترین قسمت اوستا گاتها میباشد که در میان یسنا جای داده شده است . در خود اوستا گاثا و در پهلوی گاس آمده و جمع آن گاسان میباشد و گاسانیک ترکیب صفتی آنست یعنی مربوط به گاتها. در پهلوی نیز بنحو اخص هر فرد از اشعار گاتها را ( گاس ) گویند . در سنسکریت هم این کلمه گاثا میباشد . در کتب دینی بسیار کهن برهمنی و بودایی گاثا عبارتست از قطعات منظومی که در میان نثر باشد . گاتهای اوستا نیز اصلا چنین بوده است و بمناسبت موزون بودن است که بخش مزبور گاتها ( یعنی سرود و نظم و شعر ) نامیده شده است. از زمان بسیار قدیم ایرانیان گاتها را از سخنان فرخنده خود و خشور زرتشت سپنتمان میدانستند لذا احترامی خاص برای آن قایل بودند ولی تحقیقات دانشمندان مانند میه ثابت کرده است که همه سرودهای گاتها از زرتشت نیست و از آن میان برخی پرداخته نخستین پیروان او میباشد . در اوستا عهد ساسانیان گاتها در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستون یشت جای داشت . در یسنای ۵۷ بند ۸ آمده : [ ما میستاییم فرخنده سروش را کسی که نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود . ] کلیه گاتها ۱۷ هائیتی ( فصل ) و شامل ۲۳۸ قطعه و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶٠ کلمه میباشد . این اشعار قدیمترین آثاریست که از روزگار پیشین برای ما تا امروز باقی مانده است . گاتهای اوستا شامل پنج قسمت است بمنزله پنج کتاب اسفار تورات است که یهودیان آنها را از خود موسی دانند و احترام خاصی برای آنها قایلند . نخستین گاتها اهنود دوم اشتود سوم سپنتمد چهارم و هوخشتر و پنجم وهیشتواشت نام دارد . آیین حقیقی و اصلی زرتشت را باید از گاتها جست چه بعدها بمرور تصرفاتی در آن کردند و بخصوص آیین زردشتی دوره ساسانی از مبدا خود
منبع. فرهنگ معین
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹


