عوالم چهارگانه

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] فلاسفه، حکما و عرفا معتقدند که هستی و عالم، طبقات و مراتب چهار گانه ای دارد که عبارتند از: عالم ناسوت، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت
ناسوت بمعنای طبیعت، عالم مادی. و عالم ناسوت، یعنی عالم ماده و حرکت وزمان و مکان، و به عبارت دیگر عالم طبیعت و محسوسات یا عالم دنیا.
عالم ملکوت همان عالم مثال است که مرتبة ظهور حقایق مجرد و لطیف با آثار و عوارض مادی نظیر شکل و مقدار است. از این مرتبه به «خیال منفصل» و در لسان شرع به «برزخ» تعبیر شده است. این عالم واسطهٔ عالم ارواح و عالم ماده و اجسام است، قونوی در بیان علت ایجاد و ظهور عالم مثال می گوید: «عالم ارواح تقدم وجودی و رتبی بر عالم اجسام دارد و واسطة رسیدن فیض حق بر اجسام است؛ اما از آنجا که میان ارواح و اجسام، به جهت ترکیب و بساطت آنها، مباینت ذاتی برقرار است و سنخیتی با یکدیگر ندارند، خداوند عالم مثال را خلق نمود که بزرخ و جامع و حدّ فاصل میان عالم ارواح و اجسام است تا موجب ارتباط دو عالم شده، فیض حق و امداد و تدبیر او از طریق ارواح به عالم اجسام برسد»
این مرتبه که از آن به حضرت لوح المحفوظی و عالم ارواح مجرده تعبیر شده است همان مرتبه مفارقات تام در اصطلاح حکمت اسلامی است. موجودات این مرتبه بر دو قسم اند:
اینان موجوداتی هستند که تدبیر و تصرفی در عالم اجسام ندارند و غرق در جمال و جلال الاهی اند ؛ به ایشان «ملائکة مهیّمه» نیز گفته می شود. تهیّم به معنای شدت هَیَمان است. ملائکة مهیّمه موجوداتی هستند که محبت و عشق به خدای سبحان سراسر وجودشان را در برگرفته و برای قبول فیض از حق تعالی نیازی به واسطه ندارند. آنان محو و شیفتة جمال الاهی اند و لذا کسی را جز خدای تعالی نمی شناسند و حتی به خودشان نیز توجهی ندارند. عارفان به برکت شهودات خود در مورد آنها سخن گفته اند و به تبیین و توصیف هویت آنها پرداخته اند. گفتنی است دسته ای از این موجودات اگرچه تعلقی به عالم اجسام ندارند ولی واسطهٔ فیض الاهی بر عالم اجسام اند.
اینان موجوداتی هستند که در عین تجرد به عالم اجسام تعلق داشته و در آن تدبیر و تصرف می کنند.
به این مرتبه در آیات و روایات اشاره های فراوانی شده و در باب ملائکه کروبی و ارواح قدسی و روح اعظم و اصطلاح الروح در قرآن آنجا که می فرماید «تنزل الملئکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» ؛ می توان به این بحث پرداخت.
لاهوت مشتق از الله و به معانی عالم غیب، عالم الهی، جهان مینوی. عالم لاهوت عالم خداوندی است که برهمه عوالم وجود مستولی است خداوند که درقرآن با نام الله آمده است بزرگترین محوراصلی قرآن کریم وادیان الهی است.

پیشنهاد کاربران

برخلاف بینش و باور حکیمان، عارفان و متکلمین دینی به ویژه یهودی، مسیحی و بخصوص مسلمان، این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، که در آن از موجودیت برخورداریم و مشغول زندگی هستیم، از لحاظ جسمانی یک عالم یا دنیای صرفا مادی نمی باشد بلکه مادی - روانی با بذر قابل رشد روحی و به زبان علوم طبیعی و تجربی یک دنیای اتمی - نوری متشکل از جرم و انرژی و خلاء. غیر از این عالم یا دنیای مادی - روانی با بذر قابل رشد روحی، در محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار، شش عالم یا دنیای دیگر به صورت شش آسمان و شش زمین دیگر و هرآنچه که بین آنهاست، هم وجود دارند که در طول همین دنیا و در پیش و پشت سر آن و از همین خمیر مایه ساختاری به ظهور و پیدایش و کثرت خواهند رسید و عشق و زندگی های دنیوی خاص و ویژه ی خویش را تجربه و سپری خواهند نمود. یکی از آنها درست مانند این دنیا، مادی - روانی خواهد بود با بذر قابل رشد روحی و پنج تا روحی - روانی با بذر قابل رشد مادی.
...
[مشاهده متن کامل]

هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست، در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای هرکدام از کیهان ها یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار در طول هم و پشت سر همدیگر و بطور سلسله وار فقط و فقط از یک راه و به یک روش مطلق، معقول و منطقی به ظهور و پیدایش و کثرت میرسند، یعنی از طریق گردش دایره وار وقوع مهبانگ های هفتگانه بر اثر نوسانات خودکار و متوالی انبساط و انقباض در چهارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن.
و هرکدام نه تنها یک یا صد و یا هزار و یکبار بلکه هرکدام دقیقا به تعداد یکهفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول و یا به بیانی دیگر هرکدام به تعداد یکهفتم کلیه ی کنگره های سلسله دایره دهّر ها در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پائین ترین حالت نئشگی طبیعی و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی قبل از وقع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی و معادی، ازلی و ابدی یا اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین بدون هیچگونه نیازی به رستاخیز یا برانگیخته شدن اموات یا مردگان از قبور یا گورها و بدون هیچگونه نیازی به حضور انسان در دادگاه عدل الهی بر اساس حکمت های موسائی - تورائی ( موسیئی - توراتی ) ؛ ایسائی - ایوانگلیئی ( عیسوی - انجیلی ) محمّدی - قرآنی ؛ زرتشتی - مزدیسنائی و غیره و غیره و اعم و ذالک.
در دایره ای که میدان آمدن ها و رفتن ها و باز گشتن های فراوان و متوالی حکیم عمر خیام و ماست/ اورا هم بدایت و هم نهایت هردو همیشه و هر بار در پایان هر دوری بهشت برین متوالی هاست/
آنکه دائم پندارد خود را بنی آدم و آدمی زاده/ زین به بعد نشاید که نامش نهند فرزند انسان و انسان زاده/
یک نکته ی بسیار مهم برای انسان امروز و آینده و به ویژه خود ما ایرانیان و آن اینکه خدای آئینی - دینی فقط یک کلمه بیش نبوده و نمیباشد با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که تنها در زبان، خط، فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، یعنی از هیچ نوع موجودیت دیگری چه غیبی و چه عینی برخوردار نبوده و نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود.
و لذا این خدای کلمه ای آئینی و دینی را نباید با خدای حقیقی و واقعی یکی پنداشت که هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه شهودی و چه غیبی غیر از او، آن و این نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد.