عق نشستن

لغت نامه دهخدا

عق نشستن. [ ع ُ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) حال قی به کسی دست دادن. و غالباً به معنی مجازی برای نشان دادن نفرت و انزجار استعمال شود. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). و رجوع به عق و عق زدن و عق شدن و عق گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

حال قی به کسی دست دادن و غالبا به معنی مجازی برای نشان دادن نفرت و انزجار استعمال شود

پیشنهاد کاربران

دچار حالت تهوع شدن
امروزه در عامیانه میگیم عقم گرفت
مثال: . . . از اوضاع و سیاست و اینجور چیزها تقریباً بی اطلاعم و فقط عقم می نشیند. ( از نامه صادق هدایت به حسن شهید نورایی )