عطر افشان

/~atrafSAn/

معنی انگلیسی:
atomizer

لغت نامه دهخدا

عطرافشان. [ ع ِ اَ ] ( نف مرکب ) عطرپراکننده. || ( حامص مرکب ) افشاندن عطر. بوی خوش پراکنی. عطرافشانی. عطر پراکندن. ( از آنندراج ). عطر افشاندن :
ز عطرافشان این باکوره غیب
معنبر شد جهان را دامن و جیب.
میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عطر پراکننده افشاندن عطر

پیشنهاد کاربران

۱. عطر واژه ای عربی است و با معطر و عطار و. . . همریشه است.
۲. آگین از آکندن و آکندن از کندن میاید که پیشوند آ آنرا معنای برعکس داده. آگین هم تغییر شکل یافته آکن است.
۳. کجای نوشته های سومری آگین آمده؟
...
[مشاهده متن کامل]

۴. اصلا کی ثابت کرده ترکی و سومری یکین؟
۵. حتی اگر ترکی و سومری خویشاوند هم باشند ترک بودن سومریان را نمیرساند، چنانکه هندی و انگلیسی هم زبانشان از یک خانواده است ولی نه هندی انگلیسی است نه انگلیسی هندی.

عطر ؛ مرتبط با مفهوم کلمه ی عترت
عترت ؛
مفهوم نهفته در صندوقچه ی اسرارآمیز این کلیدواژه اشاره به انسان های عارف و حکیمی دارد که دستی در خزانه ی علم الهی دارند به طوریکه انسان ها از طریق آنها و به واسطه آنها می توانند معارف الهی را کسب کنند.
...
[مشاهده متن کامل]

حالا اینکه این تعریف چطور برای کلمه ی عترت قابل تعریف شده است از جهت اینکه کلمه ی عترت به لحاظ معنا و مفهوم، مرتبط با کلمه ی عطر و طراوت و تورات به معنی تور کردن به معنی کسب کردن می باشد.
اصطلاح تار عنکبوت و تور ماهیگیری و تار موسیقی از جهت کسب نمودن در این دو کلمه دارای بار معنایی شده است.
کتاب تورات اصلی و غیر تحریف شده نیز که یک کتاب الهی و آسمانی از جانب خداوند متعال برای هدایت انسان ها و اولاد حضرت آدم می باشد از جهت کسب معارف الهی دارای معنا و مفهوم در این کلمه می باشد.
چنانچه بخواهیم روند جریان ایجاد کلمه ی عترت را در آبراه سیال مفاهیم بیشتر به پیش برویم به کلماتی مثل طراوت رطوبت water رطب تربت تراب و. . . خواهیم رسید.
در پناه خالق کلمات به کمال و آرامش و سعادت برسید.