عشق خدا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
پیشنهاد کاربران
من به دنبال توام و تو به دنبال خدای،
چنانگه شفا بیندم مرا درب جفای،
چم گرانمایه اندر تکانه هم بشکست،
چه شد که پریشان زندگانی اندرون سایه بِجَست،
من به دنبال تو ام و تو اندر جان خدای،
چو محفل ببینم چشم چون و چرای،
... [مشاهده متن کامل]
من که غافل نیم از درد مستی،
بدیدم خدای را اندرون جان خود هم ز هستی،
پس تو بیا و چرا چون پرورانی مکن،
ز چم گرفتار ما تو مایع هرگز اندر گرانی مکن،
من ز خود وفا دانم و وفا دانم و فقط پرهیزم،
چرا چون خدای دارم اندر شگفت و این همین ستیزم…
چنانگه شفا بیندم مرا درب جفای،
چم گرانمایه اندر تکانه هم بشکست،
چه شد که پریشان زندگانی اندرون سایه بِجَست،
من به دنبال تو ام و تو اندر جان خدای،
چو محفل ببینم چشم چون و چرای،
... [مشاهده متن کامل]
من که غافل نیم از درد مستی،
بدیدم خدای را اندرون جان خود هم ز هستی،
پس تو بیا و چرا چون پرورانی مکن،
ز چم گرفتار ما تو مایع هرگز اندر گرانی مکن،
من ز خود وفا دانم و وفا دانم و فقط پرهیزم،
چرا چون خدای دارم اندر شگفت و این همین ستیزم…
