عجان
لغت نامه دهخدا
عجان. [ ع ِ ] ( ع اِ ) گردن. ( منتهی الارب ). گردن به لغت اهل یمن. ( اقرب الموارد ). || سرین. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( لسان العرب ). || قضیب ممدود از خصیه تا دبر. ( منتهی الارب ) ( لسان العرب ). القضیب الممدود و مابین السبیلین من الرجل و المراءة. ( اقرب الموارد ). || مابین خصیه و دبر. ( منتهی الارب ). مابین خصیه و فَقْحة. ( لسان العرب ). || مابین قُبُل و دبر. ( لسان العرب ). || زیر زنخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
موضعِ عجان: به فاصلهٔ بیضه ها تا مقعد گویند که چنانچه منتهی به عدم کنترل ادرار یا مدفوع یا هردو گردد، یک دیۀ کامل طبق رأی وحدت رویۀ شمارۀ ۸۶۰ تعلق می گیرد.