طیطوی

لغت نامه دهخدا

طیطوی. ( اِ ) طوطی.

طیطوی. [ طی طَ وا ] ( ع اِ ) نوعی از مرغ سنگخوار یاغیر آن است. ( منتهی الارب ). قسمی از قطا بلندپای یا مرغی دیگر. ( قاموس ). ضرب من القطا او غیره و قیل هو طائر لایفارق الاَّجام و کثرة المیاه. ( قطر المحیط ). ارسطاطالیس گفته است در کتاب «النعوت » که آن مرغیست که هیچگاه در غیر بیشه و آب فراوان زیست نکند، چه این پرنده گیاه و گوشت نخورد و قوت آن از کرمهای متولد از کثافات کنار بیشه ها میباشد. باز شکاری از آنجا که درنتیجه تولید حرارت در کبد غالباً بیمار گردد در جستجوی طیطوی افتد، چون آن را آشکار کند کبد وی را بخورد و بهبود یابد. هنگام آواز کردن آرام باشد و هیچگاه از موضع خود دور نشود مگر هنگامی که باز در جستجوی وی بود که در آن وقت از جای خود فرار کند و محل خویش را تغییر دهد. چون شب درآید فریاد و فرار کند امادر روز هنگام فرار آواز نکند و خود را میان گیاهها پنهان سازد. ( حیوة الحیوان ) : زعموا ان طائراً من طیور البحر یقال له الطیطوی کان وطنه ساحل البحر. ( کلیله و دمنه ابن المقفع ). و او راست [ مریخ را ] شب پرو طیطوی و هر مرغی که سرخ باشد. ( التفهیم ). آورده اند که نوعیست از مرغان آب ، طیطوی گویند. ( ترجمه کلیله بهرامشاهی ). رجوع به طیطو و تیتو شود.

فرهنگ عمید

نوعی مرغ دریایی.

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان سانسکریت آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

طیطویطیطویطیطویطیطوی
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سانسکریت