طوفانی

/tufAni/

مترادف طوفانی: بادخیز، طوفان زا، طوفان خیز، توفنده، متلاطم، موج خیز، پرموج، مواج ، آشوبناک، بحران زده، پرتلاطم، توفان زده، ناآرام، مشوش، منقلب، بحرانی

متضاد طوفانی: آرام

معنی انگلیسی:
stormy

مترادف ها

windy (صفت)
چرند، پر باد، طوفانی، درازگو، باد خور، باد خیز

tempestuous (صفت)
تند، متلاطم، توفانی، طوفانی

stormy (صفت)
متلاطم، توفانی، طوفانی، پر اشوب، مواج، کولاک دار

wild (صفت)
وحشی، خود رو، سبع، طوفانی، غیر اهلی، رام نشده، جنگلی، شیفته و دیوانه

diluvial (صفت)
وابسته به طوفان نوح، طوفانی

troubled (صفت)
طوفانی

فارسی به عربی

خطا , عاصف

پیشنهاد کاربران

troubled ( صفت ) = طوفانی
*طوفان_و_توفان
ابوالحسن_نجفی در غلط ننویسیم می گوید:
بعضی به گمان اینکه کلمه �طوفان� اصلاً فارسی است آن را به صورت �توفان� می نویسند و حتی بعضی از فضلا توصیه کرده اند که صورت اخیر به کار رود. اما اصل این دو کلمه و معنای آنها یکی نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

فردوسی می سراید:
ز آوازِ گُردان بتوفید کوه
زمین شد ز نعل ستوران ستوه
طوفان: واژه ای عربی، به معنای باد و باران شدید
توفان: واژه ای فارسی، به معنای غُرّان و دَمان
توفان ربطی به باد و باران بسیار شدید ندارد.
این واژه صفت فاعلی از مصدر �توفیدن� به معنای �فریاد بلند کشیدن� و �غرّیدن و خروشیدن� است.
توفنده: غُرّان، خروشان
رضاضَحاکی راحت
دبیرومدرس تاریخ
و. . . .

ارزوی موفقیت
Look forward too