طنابی


معنی انگلیسی:
funicular, rope-like, restiform

لغت نامه دهخدا

طنابی. [ طَ ] ( اِ ) طنَبی. ایوان که توی ایوان کلان باشد. ملاطغرا راست :
از موج رطوبت گل نوخیز چمن را
گر خانه بود تنگ شود قصر طنابی.
( از آنندراج ).
و رجوع به طنبی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ایوانی که توی ایوان بزرگتر باشد . ۲ - تالار . ۳ - اطاقی وسیع و مجلل نظیر شاه نشین .
ایوان که توی ایوان کلان باشد

پیشنهاد کاربران

حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ) مخصوص زبان عربی است. و در زبان فارسی و زبان تورکی این حروف وجود ندارد. مثلا برای زبان فارسی و تورکی یه دونه س کافیه دیگه لازم نیست . ص و ث استفاده بشه.
ولی در قدیم کلمات تورکی را با این حروف مخصوص عربی می نوشتند. مثلا اصلان ( شیر جنگل اسلان ) ، حوله ( هوله ) . طهران ( تهران ) ، اطو ( اتو ) ، اطاق ( اتاق ) ، طشت ( تشت ) ، شصت ( ۶۰، شست ) ، طاق ( تاق ) ؛طناب ( تن ناب ) طبرستان ( تبرستان ) ، نطنز ( نتنز ) ، آذر ( آزر ) ، بالاخره آذربایجان ( آزربایجان )
...
[مشاهده متن کامل]