طمطراق ؛
اصطلاحِ جمله ی پُر طَمطَراق یعنی جمله یا صحبت یا حرفی مُترقّی که تِم یا زمینه ی ارائه طریق برای دیگران داشته باشد و این مفهوم وقتی در واقعیت به عمل منتهی می شود باعث ایجاد کوکبه و اُبُهت و جلال، و شوکت و شکوه در جملات ، اَبنیه ، صنعت یا شخص عمل کننده به این مفهوم می شود.
... [مشاهده متن کامل]
حکمت صورتگری و نگارگری حرف ط در کلمه ی طم و در کانسپت کلامی طمطراق که به صورت تِم هم در مکاتبات اداری نگارش می شود و در علم کامپیوتر به معنی زمینه بازتعریف می شود منشعب از کلمه ی دَم با مفهوم دمیدن دارای انطباق مفهوم این کلمه با عمل ارائه دادن چیزی از درون به بیرون جهت پیشروی و پیشرفت و به جلو حرکت کردن قابل مشاهده است.
آوای دو حرف ( د ت ط ) به دلیل محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان قابل تبدیل به همدیگر می باشند بر همین مبنا دو کلمه ی دم و تم با یک مفهوم مشترک در دو موقعیت کاربردی مختلف در قانون و قواعد ایجاد کلمات قابل ایجاد شدن می شود.
همچنین مدل نگارش و طراحی حرف ط به این صورت خاص در ساختمان کلمات که دارای یک خط عمود بر روی آن نیز می باشد و به صورت یک قرارداد و استاندارد در زمینه ایجاد خط در دایره ی واژگان تثبیت شده است و به زمانه ی ما نیز رسیده است در مواردی قابل استفاده می باشد که یک مفهوم دارای پیرامون و محدوده که بتوان از این فضای حکیمانه و محاسبه شده چیزی را کسب نمود و با آن پیشروی و ترقی و قیام و قعود نمود.
یعنی اگر حرف ط اگر به صورت ت با دو نقطه در بالا و در میان آن حرف در کلمه ی تم ابراز وجود می کرد اشاره به یک فضای باز با محتویات دارای کثرت جهت دریافت نمودن مسائل معنایی و مادی قابل مشاهده می شد.
در ادامه ی مطلب اصطلاح حوادث غیرمترقّبه یعنی حوادثی که هنوز ترقی پیدا نکرده و باید پیشگیری کرد. و مرتبط با کلماتی از قبیل؛ ( طریق طریقه طریقت طمطراق ترقّی مترقّی مترقّبه )
طمطراق با املای صحیحش، بصورت تمتراق یک کلمه تورکی است. هم وزن کلمات بایراق، یپراق، توپراق
در زبان فارسی حرف قاف نیست. کلماتی که قاف دارند. یا تورکی اند. یا عربی
اگر طمطراق عربی بود. باید چند هم خانواده داشت. مثل کلمه، حیاط، محیط، احاطه، محوطه،
طمطراق واژه معرب است به معنی پر سرو صدا مثل رعد و برق، پر هیاهو ولی در اصطلاح صفتی معادل دهن پرکن و مفصل هست
با سپاس❤
شوکت
اصطلاحِ جمله ی پُر طَمطَراق یعنی جمله یا صحبت یا حرفی مُترقّی که تِم یا زمینه ی ارائه طریق برای دیگران داشته باشد.
و مرتبط با کلمات هم ریشه از قبیل؛ طریق طریقه طریقت ترقّی مُترقّی مُترقبه می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
اصطلاح حوادث غیرمترقّبه یعنی حوادثی که هنوز ترقی پیدا نکرده و باید پیشگیری کرد. و مرتبط با کلماتی از قبیل؛ طریق طریقه طریقت طمطراق ترقّی مترقّی مترقّبه
جلوه گر ، متجلی
شان
طنطنه ( تنتنه ) طمطراق ( تم تراق هموزن توپ راق. یپ راق. بای راق ) طنین ) ( تنین ) طناب ( تناب ) طناز ( تن ناز ) . . . . ط مخصوص زبان عربی است و لازم نیست کلمات تورکی با ط نوشته شود.
تم تراک درست این واژه است
و آن
خودنمایی کردن است با
آوازخوش به بانگ بلند.
تم تراک در گویش تم تراق شده و تازی آن را
طمطراق نوشته است.
واژه دوتایی کروفر از ریشه تازی است و مانای آن
جنگ و گریز
است و یکی دانستن کروفر با تم تراک یا طمطراق نادرست.
کر و فر
جلالت
کیابیا
جلال، شکوه، دبدبه وکبکبه در زبان ملکی گاای بسکرد
بزرگ جلال
طمطراق:کروفر وخودنمایی شاعر این معنی را چنین بیان می کند. خروش از شهر بنشاند هر آنگاهی که بنشیند. هزار آتش بر افروزد هر آنگاهی که برخیزد
یعنی نشست و برخاست دلبرش را به طمطراق کشیده است.
طمطراق در معنی نمایش و شکوه مثلا :طمطراق پیک بهاری وآغاز سال نو.
... [مشاهده متن کامل]
طمطراق در معنی:تجملات عروسی ویا تجملات عزا
طمطراق در معنی :غرور و تظاهر , بلند پروازی , سروصدادر مقدمات انجام کار مثلا :طمطراق از بین بردن ویروسکرونا
طمطراق در معنی , حشمت و جلال ( بعضا قید شده فلانی سلطان است ولی طمطراق نداردوطبل توخالی است . . . . . . .
یه آشی پختم برات
با نیم وجب خون روش ، خوش طمطراق
اشکان فدایی
طمطراق یا تم تراق. . . ط مخصوص زبان عربی است . ودر هیچ زبان دیگری وجود ندارد. طمطراق اگر عربی بود. باید چند تا هم خانواده هم می توانستیم بنویسیم مثل طاهر، مطهر، طهارت، اطهر. . . . . . . طمطراق به نظر می
... [مشاهده متن کامل] رسد ترکی باشد. با املای تمتراق مثل کلماتی که آخرشان اق دارنند. مثلا یراق، تورپاق ، یپراق، قشلاق، ییلاق، دراق، ساریمساق. . . . . . . . . . . .
این واژه پارسی تازی شده " تراک و ترنب " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
ترنب = طم : بلندی و برجستگی
تراک = طرق و طروق : آوای شکستن چیزی
ترنب و تراک = طمطراق : بلند آوازه
پر ترنب و تراک = پرطمطراق : بسیار بلند آوازه و پرهیاهو
پر طمطراق. برابر است با دهان پر کن در جمله ی حرفهای پر طمطراق می زد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)