طاوله

لغت نامه دهخدا

( طاولة ) طاولة. [ وِ ل َ ] ( معرب ، اِ ) معرب تابل . در سوریه طاوله و در مصر ترابیره و درعراق میزونَضَد گویند، و کلمه منضده خطاست چه در لغت فصیح نیامده است. ( از نشوءاللغة العربیه ص 95 ).

پیشنهاد کاربران

"فذالک خیر من لعب الطاولة فی النادی"
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص29
لُعْبة النَّرْد ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرةالمنجد فی اللغة العربیة المعاصرة, ص896 )
لُعبة النَّرد. �� المائدة. ( المعجم الوسیط, ج2 , ص572 )
المائدة من خشب ( ایطالیة ) ( المنجد فی اللغة, ص476 )
...
[مشاهده متن کامل]

میز کوچک غذا خورى که از تخته ساخته میشود و در زبان متداول بر تخته نرد اطلاق میشود ( فرهنگ ابجدیفرهنگ ابجدی, ص575 )