طال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه اسلامی
پیشنهاد کاربران
طال. [ لِن ْ ] ( ع ص ) منهل ٌ طال ؛ چشمه چغزلاوه برآورده. || لیل ٌ طال ؛ شب تاریک. ( منتهی الارب ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
منبع. لغت نامه دهخدا
سینی کوچک چای که در قدیم برای پذیرایی در روضه ها استفاده میشده
تاریک