ضیقه

لغت نامه دهخدا

( ضیقة ) ضیقة. [ ض َ ق َ ] ( ع اِمص ) تنگدستی. ( منتخب اللغات ). درویشی. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). ج ،ضَیق. تنگی. ( دهار ). بدحالی. ( منتخب اللغات ). || ( ص ) بدحالت. ( منتهی الارب ). رجوع به ضیقة شود. || ( اِخ ) منزلی است مر ماه را میان ثریاو دبران. ( منتهی الارب ). رجوع به ضیقة [ ق َ ] شود.

ضیقة. [ ق َ ] ( ع اِمص ) درویشی. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). تنگدستی. ( منتخب اللغات ). نیازمندی. || ( ص ) تنگ. || بدحالت. ( منتهی الارب ). ضَیقه ( بفتح اول نیز گاهی آید ). ج ، ضیق. || ( اِخ ) منزلی است مر ماه را. ( منتهی الارب ). ضَیقة.

ضیقة. [ ق َ ] ( اِخ ) راهی است بین طائف و حنین. ( منتهی الارب ). زمینی است بین طائف و حنین. ( منتخب اللغات ).

ضیقة. [ ق َ ] ( اِخ ) چشمه ای است نزدیک عیذاب. ( منتهی الارب ). منزلی است در ده فرسنگی عیذاب. ( معجم البلدان ).

ضیقة. [ ق َ ] ( ع مص ) تنگ شدن. ( تاج المصادر ).

ضیقة. [ ض َی ْ ی ِ ق َ ] ( ع ص ) تأنیث ضَیِّق.

فرهنگ فارسی

صتوقی ٠ تانیث اضمیق

پیشنهاد کاربران

مضیقه / مضیف => ضیق
اگر به جای ق ( گ ) و به جای ض ( ز ) را بنویسیم به زیگ میرسیم. توضیح اینکه قاشق - > کاشک بوده یا قایق کایاک بوده ( کَلَک خودمون )
خب زیگ چیست؟؟؟
زیگ را در زیگورات / زیج ( جدول و منظم شده ) / زیگ ( نام پرنده ای همچون سار و گنجشک ) داریم
...
[مشاهده متن کامل]

زیگ یعنی منظم و کوچک و جمع و جور که برای اشاره به تنگی و کوچکی ریخت دیگری از نوشتن برای آن ساخته شد یعنی ضیق
نکته اینکه زیگورات اشاره به گورهای منظم دارد . حتی زیج را که جدول مینامند اشاره به منظم و جم و جور بودن دارد
گنجشک هم از گ انجش ک = خیلی انج و هنگ شده آمده ( واژه هنگ کردن در لاتین یعنی تجمیع شدن کار که باعث هنگی میشود )
پس گنجشک و زیگ هر دو کوچک و ریز هستند و برای هنگیدن / انجیدن و تَنگ و تنگنا از ضیق ( زیگ ) بهره برده شد

بپرس