ضعیف کردن


معنی انگلیسی:
attenuate, debilitate, depress, devitalize, dilute, enfeeble, lower, weaken, to weaken

مترادف ها

diminish (فعل)
کم شدن، خرد شدن، خرد کردن، کاستن، خرد ساختن، کم کردن، ضعیف کردن، نقصان یافتن، تقلیل یافتن

feeble (فعل)
ضعیف کردن

slack (فعل)
فرو نشاندن، ضعیف کردن، سست کردن، شل کردن، کساد کردن

emaciate (فعل)
تحلیل رفتن، لاغر کردن، ضعیف کردن، نزار کردن، بی قوت کردن

weaken (فعل)
کم کردن، عاجز کردن، ضعیف شدن، تقلیل دادن، تضعیف کردن، ضعیف کردن، سست کردن، سست شدن، نحیف کردن، کم نیرو شدن

debilitate (فعل)
تضعیف کردن، ناتوان کردن، ضعیف کردن

infirm (فعل)
ضعیف کردن

impair (فعل)
خرد ساختن، خراب کردن، معیوب کردن، ضعیف کردن، زیان رساندن

enfeeble (فعل)
ضعیف کردن، سست کردن

devitalize (فعل)
ضعیف کردن، بی جان کردن، از نیرو انداختن، از کار انداختن

loosen (فعل)
ضعیف کردن، سست کردن، نرم کردن، شل کردن، از خشکی در اوردن، لینت دادن

relax (فعل)
خرد شدن، کم کردن، ضعیف کردن، سست کردن، راحت کردن، شل کردن، لینت دادن، تمدد اعصاب کردن

unloose (فعل)
رها کردن، ازاد کردن، گشودن، ضعیف کردن، ول کردن، شل کردن

فارسی به عربی

اضعف , سائل , شجار

پیشنهاد کاربران

نگره های فارسی🇮🇷 نوین و گیرای برابر واژه🇸🇦
∆ ژکاه ⟡ نور خورشید در پاییز ژکاه می شود.
∆ واهش ⟡ با گذر زمان واهش انگیزه در او پدیدار شد.
∆ واکش ⟡ واکش بنه های مالی نهاد سیج سار ( بحران ساز ) شد.
...
[مشاهده متن کامل]

∆ ژکاست ⟡ اثر دارو با گذشت زمان ژکاست می یابد.
∆ پَستا ⟡ پستای نای ( روحیه ) سربازان نبرد را دگرگون ساخت.
∆ آبرفت ⟡ آبرفت توان فرمانروایی به سرنگونی انجامید.
∆ پژمان ⟡ پژمان گل های باغ در گرمای تابستان غم انگیز بود.
∆ پاکاست ⟡ پاکاست انرژی پرتو با گذر از ماده رخ داد.
∆ ژاکش ⟡ ژاکش توان رزمی دشمن آغاز گشت.
∆ فرسون ⟡ فرسون توانایی های فکری او نگران کننده شد.
∆ ژولش ⟡ ژولش اقتصاد کشور نگران کننده شد.
∆ کرختی ⟡ کرختی بازار مسکن ادامه دارد.
∆ وارفت ⟡ وارفت توان رزمی سربازان در گرمای تابستان آشکار شد.
∆ پوسش ⟡ پوسش بنیان خانواده در جامعه مدرن نگرانی ها را برانگیخت.
∆ کاهرنگ ⟡ کاهرنگ حضور زنان در مدیریت نگران کننده است.
∆ افتار ⟡ افتار ارزش پول ملی بحران آفرید.
∆ کاویدن ⟡ کاویدن توان دفاعی مرزها هدف دشمن است.
∆ کمانش ⟡ کمانش توان نظامی کشور در جنگ مشهود شد.
∆ ژرفت ⟡ ژرفت اعتماد عمومی به دولت بحران ساز شد.
∆ کاهدست ⟡ کاهدست توان اقتصادی خانوارها نگران کننده است
∆ گسیخت ⟡ گسیخت پیوندهای اجتماعی پس از بحران آغاز شد.
∆ فرویش ⟡ فرویش اقتدار نظامی کشور برنامه ریزی شده بود.
∆ ژنگ ⟡ ژنگ اراده ی مبارزان در نبرد نمایان شد.
∆ فروکش ⟡ فروکش شور انقلابی پس از چند سال رخ داد.
∆ ژوار ⟡ ژوار اقتدار نظامی کشور برنامه ریزی شده بود.
∆ ژکار ⟡ ژکار محبوبیت دولت پس از بحران اقتصادی شدت گرفت.
∆ ژیان ⟡ ژیان توان رقابتی صنایع داخلی مشهود است.

بپرس