ضراک

لغت نامه دهخدا

ضراک. [ ض ُ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ). شیر درنده. ( منتخب اللغات ). اسد. || ( ص ) درشت غلیظ. ( منتخب اللغات ). آنکه پی گلوی او درشت و سخت باشد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شیر بیشه . شیر درنده

پیشنهاد کاربران

الضِراک: السمک
ویطلق علی الأسد الذی یأکل السمک کثیراً
الضریک: النسر المصطاد للسمک

بپرس