دیکشنری
مترجم
بپرس
صیوب
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
صیوب. [ ص َ ] ( ع ص ) سهم صیوب ؛ ای صائب ؛ تیر رسنده. || راست. || ( اِ ) باران. ( منتهی الارب ).
پیشنهاد کاربران
پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید
+ عکس و لینک