صیدال

پیشنهاد کاربران

نام �صیدال� از نام های کهن و رایج در میان طوایف بختیاری است.
تفسیرهای رایج برای این نام عبارت اند از:
� �صید آل ( عقاب ) � = شکار عقاب
� �صید آل ( دیو مادینه ) � = شکار دیو
� �صیاد دال� = شکارچی عقاب
...
[مشاهده متن کامل]

اما بنده معتقدم این نامواژه در اصل "سیه دال" به معنای "عقاب سیاه" می باشد. این فرضیه بر سه پایه استوار است: شواهد آوایی در گویش های لری، معنای واژه �دال� به عنوان پرنده شکاری، و حضور پرندگان شکاری سیاه رنگ ( مانند دال سیاه ) در زیست بوم مناطق بختیاری.
زنجیره تحول پیشنهادی:
سیاه دال / سیه دال → سی دال → صیدال
در این فرآیند:
۱. �سیاه� در گویش های لری به �سیه� و سپس به �سی� کاهش می یابد.
۲. جزء دوم �دال� به معنای عقاب یا کرکس است.
۳. �س� در �سی� تحت تأثیر هم جواری با �د� و در بافت گویشی، به �ص� تبدیل می شود؛ یا در نوشتار رسمی، به عنوان شکل �فصیح تر� جعل می گردد.
۴. نتیجه: �سی دال� → �صیدال�.
شواهد آوایی
۱. تبدیل �سیاه� به �سی� در لری
در بسیاری از گویش های لری و لکی، �سیاه� به صورت �سیه� و در تلفظ سریع به �سی� ادا می شود. نمونه ها:
� �سیه چادر� → �سی چادر�
� �سیه مو� → �سی مو�
� �سیه کوه� → �سی کوه�
این کاهش آوایی در نام های مکانی و شخصی نیز به وفور دیده می شود.
۲. تبدیل �س� به �ص�
تبدیل �س� به �ص� در زبان های ایرانی و گویش های لری پدیده ای شناخته شده است. این تبدیل می تواند ناشی از:
� تفخیم در بافت های خاص
� تأثیر نوشتار عربی بر تلفظ
� تمایل به �فصیح سازی� نام های عامیانه در اسناد رسمی
۳. حذف �ه� و ادغام
در زنجیره �سیه دال�، �ه� به عنوان آوای میانجی حذف می شود و �سی دال� باقی می ماند. سپس در نوشتار، �س� به �ص� تبدیل می شود و �صیدال� شکل می گیرد.
- - -
شواهد معنایی
۱. معنای �دال�
واژه �دال� در زبان های لری، لکی و برخی گویش های ایرانی، به معنای عقاب، کرکس یا پرنده شکاری بزرگ است. این واژه ریشه در ایرانی باستان دارد و در نام هایی مانند �شیردال� ( موجودی افسانه ای ) نیز دیده می شود.
۲. معنای �سیه دال�
ترکیب �سیه دال� به معنای �عقاب سیاه� یا �کرکس سیاه� است. این ترکیب از نظر ساختاری در زبان فارسی و گویش های ایرانی کاملاً طبیعی است: صفت اسم ( رنگ پرنده ) .
- - -
شواهد زیست محیطی
در مناطق بختیاری، پرندگان شکاری بزرگ عمدتاً رنگ هایی از طیف قهوه ای تیره تا سیاه دارند:
� عقاب طلایی: قهوه ای تیره با سر و گردن طلایی
� دال سیاه ( کرکس سیاه ) : پر و بال قهوه ای دودی و یکدست که از دور کاملاً سیاه دیده می شود
� عقاب صحرایی: قهوه ای با شاهپرهای سیاه
�دال سیاه� پرنده ای واقعی، شناخته شده و بومی منطقه است. بنابراین، نامیدن آن با صفت �سیاه� کاملاً طبیعی و منطقی است.

معنای کردن صیدال به "شکار چی عقاب" درست به نظر نمی رسد. چون معنای آن شکار ( طعمه ) عقاب است نه شکارچی عقاب. منطقی نیست کسی نام فرزندش را شکار عقاب بگذارد. هیچ قرینه منطقی هم برای توجیه معنای کردن صید به
...
[مشاهده متن کامل]
شکارچی وجود ندارد. به نظر من صیدال در اصل" سیه ( سیاه ) دال" بود و برای ساده کردن تلفظ" سی دال ( سیدال ) " شده است. بر این اساس به نظر می رسد نگارش این نام به صورت" صیدال" هم درست نباشد و به خاطر شباهت با کلمه "صید" به اشتباه به شکل "صیدال" مکتوب شده است.

معنای کردن صیدال به "شکار چی عقاب" درست به نظر نمی رسد. چون معنای آن شکار ( طعمه ) عقاب است نه شکارچی عقاب. منطقی نیست کسی نام فرزندش را شکار عقاب بگذارد. هیچ قرینه منطقی هم برای توجیه معنای کردن صید به
...
[مشاهده متن کامل]
شکارچی وجود ندارد. به نظر من صیدال در اصل" سیه ( سیاه ) دال" بود و برای ساده کردن تلفظ" سی دال ( سیدال ) " شده است. بر این اساس به نظر می رسد نگارش این نام به صورت" صیدال" هم درست نباشد و به خاطر شباهت به کلمه "صید" به اشتباه به شکل "صیدال" مکتوب شده است.

ن محمدجواد خلیلی هستم، از رامهرمز، از نزدیکان خان صیدال، خیلی نزدیک، صحیح یا غلط داستان و شرح نامه ای از صیدال بزرگ تاریخ ایران و بختیاری، صیدال از طایفه شریف و حق جو ممصالح، صیدال فرزند امیدعلی فرزند محمد فرزند علی محمد فرزند محمدصالح ( ممصالح ) فرزندمحمدعلی فرزند محمودصالح ( ممصالح ) فرزند علی، منظور از صیدال بک یعنی چپ دست ( به لری چپال ) که تا الان هم نوه و نتیجه هایش اکثرا دست چپ و داری هدف گیری دقیق هستند ) معنی اسم صیدال به زبان فارسی کهن و بختیاری اصیل به معنیه اشک یا اشک هام ( خرصا تیا کوروم ) و درست ترین اشک هام، قبل تر و اصالت رو که دقیق نمیدانم اما برعکس تمام داستان هایه شنیده شده ثبت شده از چند نام صیدال که در ایل بختیاری هست خان صیدال یا صیدال بک متولد قلعه تل - بین باغملک و ایذه هست نام همسربزرگ صیدال ( مادر همه یه بختیاری دوستان ) که بعداز ازدواج مبارکشان بخاطر شکوه صیدال حتی در سه جلد هم خانم نهاده شد ( هم به معنی خانم ایل هم خان اُم یعنی خودم هم یه پا خان هستم ) بی بی خانوم از طایفه خلیلی بهمئی بود و آصیدال هم بخاطر احترام فراوانش به همسر دلیر و شیر هیبت خود که در ایل بهمئی کم نظیر بود حتی فامیلی خود و فرزاندانش ( که براساس نام جد و طایفه اش محمودصالحی بود ) را خلیلی نهاد و فامیل بی بی را هم بر اساس طایفه او و خود و فرزندانش به خلیلی تغییر داد، که همینک آرامگاه مرحومه خانم خلیلی ( که بعد از کشته شدن خان صیدال و تیر خوردن از پشت سر در جنگ ( با داشتن سه پسر:عبدال، حیدر، علی بور ) _� �خوب است بدانیم که حیدر و علی بور در جنگ ایران و عراق لزوما برای دفاع از خاک و ناموسشان در سخت ترین و کم امیدترین عملیات جنگی در منطقه کردستان در کنار صیادشیرازی ( سپهبد و ارتشبد ) در منطقه کاموله با حذب کاموله در عملیاتی که بعداز پیروزی کامل در عملیات با حساب خودشان به تعداد انگشتان دو دست افراد ایرانی زنده به همراه شهید صیاد شیرازی ( شهید صیاد همیشه بسیار مورد تمجید و ستایش فرزندان آصیدال بود ) برگشتندحضور داشتند لازم به ذکر است هر هفت رزمنده ارتشی که به همراه علی بور و حیدر زنده برگشتند درجه تیمسار تمام گرفتند ولی فرزندان صیدال ترجیح دادند بعد از جنگ به زندگیه عادیه خود بپردازند و عبدال هم در محدوده شهر اهواز به درگیری با اعراب عراقی جاسوس و عده یه خیلی کم از اعراب خیانتکار و جدایی طلب ایران میپرداخت و با بزرگان آنها نشست داشت ף_ ( نور خدا به قبر تمام شهیدان عرب زبان ایران ) عارض این بودیم که بی بی خانوم بعداز کشته شدن خان صیدال با داشتن سه فرزند عبدال
...
[مشاهده متن کامل]

، حیدر، علی بور. با آمحمدتقی بیژن رستمی از بزرگان و مالکان آل خورشید باغملک و مالک بخش عظیمی از کلیت شهرستان باغملک ( از ایل ممصالح و طایفه شیرعالی ) که بعدازجنگ با زنگنه و مکوندی ها و کشتن ۷۳ نفر از بزرگان آنها دریک اقدام ( خدایشان بیامرزد ) به جز آل خورشید تمامی املاک رابه آنها دادند و در اتفاقی تلخ حتی قلعه تل که جایگاه بسیاری از افراد و بزرگان ایل ممصالح بود به جز از کف دادن منطقه نام ولایت هم به قلعه تل زنگنه تغییر کرد ) ازدواج کرد و تا آخر عمر در کنار آمحمدتقی رستمی زندگی کرد، هم اکنون آرامگاه مرحومه خانم خلیلی در قطعه ۸۰هشتاد آرامستان شهر اهواز هست، و همچنین آرامگاه خان صیدال بزرگوار هم طبق همه یه شنیده ها درآرامستان قلعه تل می باشد. .

من محمدجواد خلیلی هستم، از رامهرمز، از نزدیکان خان صیدال، خیلی نزدیک، صحیح یا غلط داستان و شرح نامه ای از صیدال بزرگ تاریخ ایران و بختیاری، صیدال از طایفه شریف و حق جو ممصالح، صیدال فرزند امیدعلی فرزند محمد فرزند علی محمد فرزند محمدصالح ( ممصالح ) فرزندمحمدعلی فرزند محمودصالح ( ممصالح ) فرزند علی، منظور از صیدال بک یعنی چپ دست ( به لری چپال ) که تا الان هم نوه و نتیجه هایش اکثرا دست چپ و داری هدف گیری دقیق هستند ) معنی اسم صیدال به زبان فارسی کهن و بختیاری اصیل به معنیه اشک یا اشک هام ( خرصا تیا کوروم ) و درست ترینش همان اشک هام، قبل تر و اصالت رو که دقیق نمیدانم اما برعکس تمام داستان هایه شنیده شده و ثبت شده و چند صیدال که در ایل بختیاری هست خان صیدال یا صیدال بک متولد قلعه تل - بین باغملک و ایذه هست نام همسربزرگ صیدال ( مادر همه یه بختیاری دوستان ) که بعداز ازدواج مبارکشان بخاطر شکوه صیدال حتی در سه جلد هم خانم نهاده شد ( هم به معنی خانم ایل هم خان اُم یعنی خودم هم یه پا خان هستم ) بی بی خانوم از طایفه خلیلی بهمئی بود و آصیدال هم بخاطر احترام فراوانش به همسر دلیر و شیر هیبت خود که در ایل بهمئی کم نظیر بود حتی فامیلی خود و فرزاندانش ( که براساس نام جد و طایفه اش محمودصالحی بود ) را خلیلی نهاد و فامیل بی بی را هم بر اساس طایفه او و خود و فرزندانش به خلیلی تغییر داد، که همینک آرامگاه مرحومه خانم خلیلی ( که بعد از کشته شدن خان صیدال و تیر خوردن از پشت سر در جنگ ( با داشتن سه پسر:عبدال، حیدر، علی بور ) _خوب است بدانیم که حیدر و علی بور در جنگ ایران و عراق لزوما برای دفاع از خاک و ناموسشان در سخت ترین و کم امیدترین عملیات جنگی در منطقه کردستان در کنار صیادشیرازی ( سپهبد و ارتشبد ) در منطقه کاموله با حذب کاموله در عملیاتی که بعداز پیروزی کامل در عملیات با حساب خودشان به تعداد انگشتان دو دست افراد ایرانی زنده به همراه شهید صیاد شیرازی ( شهید صیاد همیشه بسیار مورد تمجید و ستایش فرزندان آصیدال بود ) برگشتندحضور داشتند لازم به ذکر است هر هفت رزمنده ارتشی که به همراه علی بور و حیدر زنده برگشتند درجه تیمسار تمام گرفتند ولی فرزندان صیدال ترجیه دادند بعد از جنگ به زندگیه عادیه خود بپردازند و عبدال هم در محدوده شهر اهواز به درگیری با اعراب عراقی جاسوس و عده یه خیلی کم از اعراب خیانتکار و جدایی طلب ایران میپرداخت و با بزرگان آنها نشست داشت_ ( نور خدا به قبر تمام شهیدان عرب زبان ایران ) عارض این بودیم که بی بی خانوم بعداز کشته شدن خان صیدال با داشتن سه فرزند عبدال
...
[مشاهده متن کامل]

، حیدر، علی بور. با آمحمدتقی بیژن رستمی از بزرگان و مالکان آل خورشید باغملک و مالک بخش عظیمی از کلیت شهرستان باغملک ( از ایل ممصالح و طایفه شیرعالی ) که بعدازجنگ با زنگنه و مکوندی ها و کشتن ۷۳ نفر از بزرگان آنها دریک اقدام ( خدایشان بیامرزد ) به جز آل خورشید تمامی املاک رابه آنها دادند و در اتفاقی تلخ حتی قلعه تل که جایگاه بسیاری از افراد و بزرگان ایل ممصالح بود به جز از کف دادن منطقه نام ولایت هم به قلعه تل زنگنه تغییر کرد ) ازدواج کرد و تا آخر عمر در کنار آمحمدتقی رستمی زندگی کرد، هم اکنون آرامگاه مرحومه خانم خلیلی در قطعه ۸۰هشتاد آرامستان شهر اهواز هست، و همچنین آرامگاه خان صیدال بزرگوار هم طبق همه یه شنیده ها درآرامستان قلعه تل می باشد. .

درود ، من حدس می زنم این واژه ساخته ذهن ایرانیان پس از اسلام باشد و در زبانهای پهلوی در دوره های گوناگون اثری از این واژه نباشد .
اما این واژه از کجا آمده است ؟
در زبان لری چه بختیاری و چه ممسنی و. . . . . این واژه موجود است . هنگامی که ملا مکتبی های قدیمی که بقول قدیمی ها دوجزئی به شاگردان خود یاد می دادند در زبان خود ( سید آل محمد ) را تکرار می کرده اند، چون معنی این عبارات عربی را نمی دانستند فکر می کردند که سید آل یک کلمه است و در زبان رایج شده مثل ایت الله ، رحمان ، رحیم ، نصرالله ، احد، که در زبان فارسی جا افتاده اند وهمه در آیات قرآن است . سیدال با این املا بنظرم درست تر است و هیچ ربطی به شیردال و مانند آن ندارد . دوجزئی منظور قرآن است .
...
[مشاهده متن کامل]

شیر دال بوده نه ترکیب عربی وفارسی صید و آل . شیر در لری با ِ میانجی بیان می شده که هم اکنون هم در لری به جای ای از کسره ی میانجی که نزدیک به کسره تلفظ می شود ودر تاجیکی هم به همین صورت است بیان می شود
...
[مشاهده متن کامل]
. موجودی افسانه ای که در آیین میترائیسم و در تمدن ایلام و . . ایران ودر تخت جمشید و حتی بر قاشق سیمین نقش شده و محافظ و نگهبان خوشبختی است . این واژه کاملا فارسی و ریشه در تمدن ما دارد که در گذر زمان شِر دال به صیدال تغییر کرده

واژه ی صید عربی است و آل یا دال فارسی که ممکن است ترکیب شده باشند ولی آنچه که اشاره نشده این است که در ایران باستان ما پرنده ای افسانه ای به نام شیر دال داشته ایم وممکن است نام صیدال همان شیر دال باشد
...
[مشاهده متن کامل]
که با گذر زمان و تغییراتی که در زبان و بیان آن اتفاق افتاده به این شکل بیان و سپس آنچه به بیان آمده نگاشته شده . برای نام بختیاری همان شیر دال به جای صیدال محتمل تر است

روح بزرگ مرد ایلم آصیدال بک چنگایی شاد.
صید=شکار
آل =دیو
در تعابیری برای نفرین میگن ال بزنت . . .
در گویش بختیاری بعضی وقتها برای راحتتر تلفظ شدن حرف ر از حرف ل استفاده میشود مثل خیار ( خیال ) میر شکار ( میشکال ) در واقع این اسم صید آر یا همان شکارچی است
صید = شکار
دال= عقاب
شکار عقاب
صیدالی
در گویش بختیاری به معنای
شکارچی دیو است که از دو بخش صید و آل تشکیل شده
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)