صورتگری کردن. [ رَ گ َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) صورتگری. نقاشی. صورت کشیدن : دهد نطفه را صورتی چون پری که کرده ست بر آب صورتگری.سعدی.رجوع به صورتگر شود.