کلمه ( صواعق ) جمع صاعقه است.
نظر دهخدا در زیر عنوان صاعقه بدین ترتیب است:
صاعقه. [ ع ِ ق َ ] ( ع اِ ) برقی که از ابر بر زمین افتد.
ـ جرجانی می گوید: پاره آتش هلاک کننده که از آسمان فرودآید با بانگ سخت.
... [مشاهده متن کامل]
ـ میر سید شریف می گوید: بانگی است با آتش و گفته اند بانگ سخت رعد است و بود که مر آدمی از شنیدن آن بیهوش شود و یا بمیرد.
ـ در مهذب الاسماء آمده: آتش که از ابر بیفتد و بانگ هلاک کننده.
ـ در غیاث اللغات آمده: برقی که از ابر بر زمین افتد.
ـ در صحاح الفرس آمده:آذرخش.
ـ در دهار آمده: آتش آسمان.
ـ نزول جرقه های الکتریکی هوا توأم با رعد و برق که بین ابری الکتریسیته دار و زمین یا ابری دیگر حادث شود.
ـ و غیره.
نظر فرهنگ عمید در زیر عنوان صاعقه اینگونه است:
نوری که بر اثر اصطکاک یا انفجار ابرها در آسمان دیده می شود، برق، ( گویا ایشان صدا را جزو صاعقه قرار نداده است همانطور که در فارسی امروزی صاعقه را بیشتر به برق و تندر را به رعد تعبیر کرده اند چنانکه برای متضاد صاعقه، کلمه رعد معرفی می شود )
نظر فرهنگستان زبان و ادب فارسی در زیر عنوان صاعقه اینگونه است:
{thunderbolt} [علوم جَوّ]
برق آذرخش همراه با تخلیۀ ناگهانی همراه با تندر ( گویا صدا را جزو صاعقه هم قرار داده است )
به عقیده راغب، صاعقه به معنی صیحه بزرگ است. ( در زیر عنوان صعق )
عدهای صاعقه را صوت شدید جوّ می دانند. ( برگرفته از زیر عنوان صعق )
صاعقه از ماده صعق به معنای مرگ و بیهوشی و صاعقه را از آن جهت صاعقه گویند چون در اثر صیحه، می تواند باعث بیهوشی ویا مرگ شود. ( در زیر عنوان صعق )
نتیجه گیری شخصی:
صاعقه به معنای فقط نور یا فقط صدا یا هردو بکار رفته است لذا بر اساس متن فارسی یا عربی و حتی زمان استعمال ( امروزه یا گذشته ) می تواند هریک از این موارد در نظر گرفته شود.
کلمه ( صواعق ) جمع صاعقه است که عبارتست از پاره آتشهایی که از رعد و برق تولید شده و از آسمان فرو می آیند.