دیکشنری
مترجم
بپرس
صوابکاری
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
صوابکاری. [ ص َ ] ( حامص مرکب ) عمل و کیفیت صوابکار. نیکوکاری. مقابل گناهکاری. رجوع به صواب شود.
پیشنهاد کاربران
پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید
+ عکس و لینک