صوابدید
/savAbdid/
مترادف صوابدید: پسند، تایید، خیر، صلاح، قبول، مصلحت دید
برابر پارسی: نیک نگری، سِگالش
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) صلاح دید شور مشورت .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] اجازه، تجویز.
مترادف ها
خبر، اگاهی، نصیحت، مشورت، اندرز، نظر، پند، رایزنی، مصلحت، صوابدید، اطلاع
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
پَسسَندیت: صوابدید، تایید
نیک - یافت: صلاحدید، صوابدید
دُرُستدید: صوابدید، تایید
دُرُستیافت: صوابدید، تایید
ویهدیت ( وِهدیت بخوانید ) یا ویهدید ( وِهدید بخوانید ) : صلاحدید، صوابدید
نیک - یافت: صلاحدید، صوابدید
دُرُستدید: صوابدید، تایید
دُرُستیافت: صوابدید، تایید
ویهدیت ( وِهدیت بخوانید ) یا ویهدید ( وِهدید بخوانید ) : صلاحدید، صوابدید