صعداء
لغت نامه دهخدا
صعداء. [ ص ُ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) دم سرد دراز. ( منتهی الارب ). نفس دراز. ( مهذب الاسماء ). تنفس الصعداء؛ ای التنفس الممدود. ( بحر الجواهر ). تنفس طویل ممدود. دم سرد. آه دراز.
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
"و صاح من فوره فی المتهم متنفسا الصعداء"
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص52
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص52