صخرالجنی

لغت نامه دهخدا

صخرالجنی. [ ص َ رُل ْ ج ِن ْ نی ] ( اِخ ) رجوع به صخر شود.

پیشنهاد کاربران

به معنی دیو است یا جنی با قامتی چون صخره و البته ترسناک و سعدی هم در گلستان در یک بیت استعاره به این معنی می کند
هیکلی که صَخرُ الجّن از طلعتش برمیدی و عین ُ القِطْر از بغلش بگندیدی.
صخرالجن یا صخرالجنی نام جنّی است با هیکلی چون سنگ که خود را بصورت سلیمان درآورد و خاتم او بزور گرفت و چهل تا هفتاد روز پادشاهی کرد

بپرس