فارسیش: دهانش با شیر سوخته، دوغ را فوت می کند
کنایه از وقتی که کسی، از جایی یا کسی دیگر ناراحتی و دلخوری دارد اما با دیگرانی که در این موضوع نقشی ندارند برخورد می کند و ناراحتی اش را ابراز می کند
کنایه از وقتی که کسی، از جایی یا کسی دیگر ناراحتی و دلخوری دارد اما با دیگرانی که در این موضوع نقشی ندارند برخورد می کند و ناراحتی اش را ابراز می کند