شکیب بردن

پیشنهاد کاربران

شکیب بردن ؛ صبر و قرار و آرام ربودن. بیقرار کردن :
اندیشه آن خود از دلم برد شکیب
تا ازچه گرفت جای شفتالو سیب.
سنایی.
صنعت من برده ز جادو شکیب
شعر من افسون ملایک فریب.
نظامی.
تا بدین عشوه های طبعفریب
از من ساده طبع برد شکیب.
نظامی.