شکل و شمایل ؛ ترکیب. صورت. هیکل. منظر. روی. ( ناظم الاطباء ) . قیافه و چهره :
مرد گذرنده چون در او دید
شکلی و شمایلی نکو دید.
نظامی.
گویند که داشت شخص پرویز
شکلی و شمایلی دلاویز.
نظامی.
... [مشاهده متن کامل]
ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل
پروای کَسَت نیست جهانی به تو مایل.
( منسوب به حافظ ) .
مرد گذرنده چون در او دید
شکلی و شمایلی نکو دید.
نظامی.
گویند که داشت شخص پرویز
شکلی و شمایلی دلاویز.
نظامی.
... [مشاهده متن کامل]
ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل
پروای کَسَت نیست جهانی به تو مایل.
( منسوب به حافظ ) .