شکاندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شکستن . توضیح شکستن خود متعدی است و احتیاجی بدین فعل نیست .
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
پیشنهاد کاربران
معادل شکاندن در گویش کُردی کلهری در استان کرمانشاه میشه شِکانِن.
البته درستش اینه که بن مضارع با اندن جمع میشد و در اصل شکناندن میشد. ولی از اونجایی که میشکنه در گذشته و لااقل در لری میشکیه تلفظ میشه، بن مضارع شکه اقتباس شده و بنابراین شکوندن ساخته شده. البته ما در لری اشکنادن به کار می بریم که با شکل درست تر شکناندن تطابق داره. ( اصلاح شده )
البته درستش اینه که بن مضارع با ادن جمع میشد و در اصل شکنادن میشد. ولی از اونجایی که میشکنه در گذشته و لااقل در لری میشکیه تلفظ میشه، بن مضارع شکه اقتباس شده و بنابراین شکوندن ساخته شده. البته ما در لری اشکنادن به کار می بریم که با شکل درست تر شکنادن تطابق داره.
شَکّاندَن. کسی را به شک واداراندن. باعث شک شدن.