شکاربان


معنی انگلیسی:
game warden, game-keeper

لغت نامه دهخدا

شکاربان. [ ش ِ ] ( ص مرکب )حافظ شکار. نگهدار شکار. که نگاهبانی و حفاظت شکارگاه کند: قَسْوَر؛ شکاربان تیرانداز. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

حافظ شکار نگهدار شکار شکار بان و تیر انداز .

فرهنگستان زبان و ادب

{game keeper} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] کسی که مراقبت از جانوران وحشی و جلوگیری از شکار غیرمجاز آنها را بر عهده دارد

دانشنامه آزاد فارسی

شکاربان (gamekeeper)
کسی که پرندگانی را برای شکار می پروراند، از آن ها نگهداری می کند و نیز بخش عمده ای از سازمان دهی گروه های شکار را بر عهده دارد. شکاربان موظف است که پرندگان را، معمولاً در شرایط غیرطبیعی، بپروراند، در فضاهای محافظت شده آزاد کند، و از آنان دربرابر بیماری، حیوانات شکارگر و شکارچیان غیرمجاز محافظت کند. شکاربان، شکارچیان را در فصل شکار از برنامۀ شکارِ روزانه مطلع می کند و رم دهندگان را در ضمن شکار هدایت می کند تا پرندگان را به سمتِ تفنگ شکارچیان بتارانند.

مترادف ها

gamekeeper (اسم)
شکاربان، قرقچی، متصدی جانوران شکاری

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی شکاربان از ریشه ی دو واژه ی شکار و بان فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شکاربانشکاربانشکاربانشکاربان
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515