شپاتی

گویش مازنی

/shappaati/ پس گردنی

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شپَّاتی _ سیلی، تارسکی. مثال در گویش: به رویش یک شپاتی زد ( یا: فراورد ) این تعبیر، یعنی شپاتی زدن، از واژه چپاتی است به معنی نان تُنُک که در تابه یا تنور می پزند
...
[مشاهده متن کامل]
( حالا هم در تاجیکستان، در کوهستان پختن این نان رایج است ) . چنان که چپاتی را به تنور میزنند یا میچسبانند، کف دست را نیز مثل چپاتی به روی یا گردن فراوردن، مثل چپاتی زدن است و این تعبیر چپاتی زدن، شپاتی زدن شده است.