شوی کردن

لغت نامه دهخدا

شوی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شوهر گرفتن. در حباله نکاح مردی درآمدن. تزوج. ( المصادر زوزنی ) :
زنان را بود شوی کردن هنر
بر شوی زن به که نزد پدر.
اسدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شوهر کردن .

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شوی کردن _ به شوهر برآمدن، شوهر کردن. اما در تاجیکی منظور آن است که با خواهش خود یا ترغیب کسی بار دوم شوهر میکند. مثال در گویش: شویش مرد و دو ماه نگذشته شوی کرد. به
...
[مشاهده متن کامل]
این معنی در تاریخ نامه طبری آمده است: و ما را چاره نیست از شویی که کنیم و این ملک به وی سپاریم ( ص ۵۶۲ ) .